تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
علاوه‌بر اين ، اضافه كردن كلمهء « رب » كه به معناى مالك و مربى است به « اكوان » كه معناى مصدرى دارد و به معنى « بودن » مىباشد ، از نظر ادبى صحيح نيست . بلى ، مىتوان كلمهء « خالق » را به اين كلمهء اضافه نمود و « خالق الاكوان » گفت ، ولى از كلمهء « اكوان » نه تعدد عوالم استفاده مىگردد و نه شمول و استمرار رحمت خداوند بر اين عوالم . 3 - تغيير دادن آيهء « مالِكِ يَوْمِ الدِينِ » به جملهء « الْمَلِكُ الدّيان » نمىتواند ، معناى آيهء را متضمن شود و هدف آيهء را ايفا كند زيرا آيهء مذكور به معناى « يگانه پادشاه و صاحب روز جزا » است ، ولى جملهء مذكور به معناى « پادشاه جزادهنده » مىباشد و در اين معنى بر وجود يك جهان ديگر كه جزاى اعمال در آن‌جا داده مىشود ، كوچك‌ترين دلالت و اشاره‌اى نيست ، ولى آيهء شريفه علاوه‌بر اهدافى كه دارد ، متضمن اين معنا نيز مىباشد . و بازجملهء مذكور ، اين مطلب را نمىرساند كه « مالك » آن روز خداوند است و كسى ديگر كوچك‌ترين اختيارى ندارد و تمام مردم در آن روز در تحت فرمان و حكومت خداى بزرگ و واحد اداره مىشوند و امر وى به تمام افراد ، نافذ خواهد بود ؛ بعضى افراد به‌سوى بهشت و بعضى ديگر به‌سوى دوزخ خواهند رفت . آرى ، جملهء « الملك الديان » هيچ‌يك از اين معانى را كه جمله « مالك يوم الدين » متضمن است ، دربر ندارد . تنها چيزى كه مىتوان از اين جمله استفاده نمود ، اين است كه خداوند سلطانى است كه به اعمال انسان پاداش مىدهد و اين مطلب فرق فراوان و فاصلهء زياد با اهداف عاليهء آيهء شريفه دارد . 4 - و اما آيهء شريفه « إِيِّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » : تنها تو را مىپرستيم و از تو استعانت مىجوييم . اين نويسنده از اين آيه چنين فهميده است كه عبارت به‌ناچار بايد تنها براى خدا باشد و استعانت نيز بايد از خداوند بشود ، لذا اين آيه علاوه‌بر آن حقيقت