معارضه با سورهء فاتحه
اين مرد خيالباف در مقام معارضه با سورهء فاتحه چنين مىگويد :
« الْحَمْدُ لِلرَّحمنِ ، رَبَّ الاكْوانِ ، الْمَلِكُ الدَّيّانِ ، لَكَ الْعِبادَهءُ وَ بِكَ الْمُسْتَعانُ ، اهْدنا صِراطَ الْايمانِ . » « 1 »
او خيال كرده است كه اين جملات تمام نكات و معانى سورهء حمد را دربر دارد و از آن سوره ، كوتاهتر هم مىباشد .
ما به نويسندهاى كه در تشخيص گفتار سست از گفتار وزين تا اين درجه منحط و كوتاهفكر باشد ، چه بگوييم ؟ !
بهتر اين بود كه وى قبلًا گفتار خويش را به دشمنان مسيحى كه با اسلوب كلام عرب و فن بلاغت آشنايى دارند ، نشان مىداد و خود را بدين گونه رسوا و مفتضح نمىساخت .
راستى او تا اينجا هم تشخيص نداده است كه اگر يك نفر شاعر يا نويسنده بخواهد با گفتارى در مقام معارضه بيايد ، بايد در مقابل آن ، كلامى بياورد كه با داشتن استقلال در الفاظ و تركيب و اسلوب مخصوص به خود ، حداقل در يك جهت و در يك هدف با آن متحد و يكسان باشد .
معناى معارضه اين نيست كه شخصى در مقام معارضه با يك كلام فصيح از اسلوب و تركيب آن ، تقليد كند و تنها بعضى از الفاظ و كلمات آن را تغيير دهد و كلام ديگرى از آن بسازد و نام اين عمل را معارضه بگذارد اگر معناى معارضه اين باشد ، مىتوان با هر كلامى معارضه نمود و اين آسانترين راهى بود ، براى اعرابى
هامش
( 1 ) . سپاس خداى بخشايشگر را ، پروردگار هستىها ، پادشاهى كه پاداش دهنده است . پرستش براى تو و استعانت از توست ؛ ما را به راه ايمان هدايت فرما .