تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و خداى تعالى آن فتح بر دست امير المؤمنين على رضى اللّه عنه برآورد . و رسول عليه السلام بسيار جهودان را بفرمود گردن زدن و فرزندانشان به بردگى بردن و خواسته‌هاشان غارت كردن . و رسول عليه السلام از ميان بردگان صفيه بنت حيى بن اخطب را برگرفت و آزاد كرد و در نكاح آورد . ( 1 ) پس رسول عليه السلام با مدينه آمد پس از فتح خيبر و كعب بن عمير غفارى را به شام فرستاد و او و اصحاب او كشته شدند ( 2 ) و غالب بن عبد الله الكلبى را به زمين بنى مره فرستاد و او قتل كرد و به اسيرى گرفت . ( 3 ) عيينة بن حصن را به زمين بنى العنبر فرستاد . و سال هفتم در آمد رسول عليه السلام خواست كه عمره كند و جماعتى اصحاب كه با او بودند به حديبيه . و رسول عليه السلام بيرون آمد و با او شصت اشتر بود . و برفت تا در مكه رفت
b
25
I
و هفت بار طواف كرد خانهء كعبه را ، و آنجا سه روز مقام كرد و ميمونه دختر حارث الهلاليه را نكاح كرد آنجا ( 4 ) و با مدينه آمد و آنجا بود تا سنه ثمان در آمد . پس زيد بن حارثه و جعفر بن ابى طالب و عبد الله بن رواحه را به موته فرستاد از زمين شام و همه آنجا كشته شدند و پس از ايشان بر دست خالد بن الوليد گشاده شد ( 5 ) و عمرو بن العاص را به ذات السلاسل فرستاد . پس قبيلهء بكر و خزاعه كارزار كردند و خزاعه در سوگند رسول بودند عليه السلام و بكر در سوگند قريش . چون كارزار كردند قريش بكر را معاونت كردند به سلاح و خزاعه فرياد كردند و از رسول عليه السلام مدد خواستند . و رسول عليه السلام كس فرستاد ، و جماعت عرب كه نزديك بودند بخواند بر آن قرار كه اول ماه رمضان به مدينه باشند . ايشان همچنان كردند . ( 6 ) و رسول عليه السلام روى به قريش نهاد با ده هزار از مهاجر و انصار و اعراب . و چون نزديك مكه رسيدند ، بو سفيان را به اسيرى گرفتند و پيش رسول عليه السلام آوردند ، و عباس بن عبد المطلب او را بخواست ، و رسول عليه السلام عفو فرمود . و مردمان ابو سفيان
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 351 | عبد الملك الخركوشي النيسابوري / نجم الدين محمود راوندى