تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
را به زمين بنى سليم فرستاد و ايشان همه به سلامت باز آمدند الا ابو العوجا كه او را و اصحاب او را بكشتند . ( 1 ) پس حيى بن اخطب قريش را اغرا مىكرد بر قتال رسول عليه السلام و كنانه و غطفان را . و رسول عليه السلام اين حال بشنيد و بيرون رفت و كافران به مذاد فرو آمدند و رسول عليه السلام نزديك سلع فرو آمد و بفرمود تا خندق كردند ، و بو سفيان چهارده شبانروز آنجا مقام كرد . ( 2 ) پس عمرو بن عبد ود مبارزت كرد با امير المؤمنين على ، و امير المؤمنين على او را بكشت و خداى تعالى بفرستاد بر ايشان بادى سرد و سرماى سخت و بنى قريظه سوگند خورده بودند با رسول عليه السلام كه نه با او باشند و نه با دشمنان او . پس حيى بن اخطب بو سفيان را گفت كه من بنى قريظه را بفرمايم تا سوگند بشكنند و نقض عهد كنند كه ميان ايشان است و ميان رسول عليه السلام و ايشان چنان بكردند . پس رسول عليه السلام كس فرستاد بديشان بدان حال ايشان بيرون نيامدند و چون بو سفيان آن چنان ديد پنداشت كه آنچه حيى بن اخطب گفت باطل است ، و باز گرديد و كنانه و غطفان با او باز گرديدند . ( 3 ) پس رسول عليه السلام با مدينه آمد و چون سلاح بنهادند جبرئيل عليه السلام آمد و گفت : شما سلاح بنهاديت و فرشتگان هنوز سلاح ننهادند . خداى تعالى مىفرمايد كه تو بيرون روى و به بنى قريظه روى . پس رسول عليه السلام بيرون رفت و ايشان را حصار داد و گفت بر حكم من فرود آئيد . ايشان سر باز زدند و گفتند : ما بر حكم سعد فرود آئيم . پس رسول عليه السلام كس فرستاد به سعد و او مجروح بود كه او را تيرى رسيده بود . روز خندق سعد بيامد و ايشان فرود آمدند . پس سعد گردنشان بزد و مالهاى ايشان برگرفت و رسول عليه السلام قسمت كرد ميان مسلمانان . پس غزاى بنى لحيان كرد پس با مدينه آمد . پس غزاى دومة الجندل كرد و باز گرديد و با مدينه آمد . ( 4 ) پس رسول عليه السلام عبد اللّه بن