و عبد اللّه جبير را مهتر ايشان كرد و گفت : البته نبايد كه از اين جايگاه عدول كنيد و اگر چه بينيد كه مرغان ما را مىربايند ، از اين موضع مرويد تا من كس فرستم به شما . ( 1 ) پس هزيمت بر كافران بود و زنانشان بر اسبان مىآمدند و خلخالهاشان پيدا بود و ساق - هاشان و آوازها برداشته . پس ياران عبد اللّه جبير گفتند كه غنيمت آمد شما منتظر چيستيد ؟ عبد اللّه گفت : فراموش كرديد آنچه رسول صلى اللّه عليه گفت ؟ ايشان گفتند : به خدا كه ما برويم و غنيمت برگيريم . ( 2 ) چون از آن جايگاه برفتند ، كافران كمين بگشودند پانصد مرد ، و كافران باز گرديدند و رجعت كردند و مسلمانان به هزيمت بيامدند . قوله تعالى
وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْراكُمْ
. پس با رسول دوازده مرد بماندند و هفتاد مرد را از مسلمانان بكشتند ، چهار از مهاجران : حمزة بن عبد المطلب و عبد اللّه بن جحش و مصعب بن عمير و شماس بن عثمان
b
23
I
و باقيان از انصار . و از كفار ده تن كشته شدند . امير المؤمنين على طلحة بن ابى طلحة بن عثمان بن عبد الدار را بكشت ، و علم دار كافران بود و اين آيت در حق ايشان آمد : ان شر الدواب عند اللّه الصم البكم .
( 3 ) و در حق قصهء احد اين آيت آمد كه : سنلقى فى قلوب الذين كفروا الرعب . تا آخر آيات . پس بو سفيان آواز داد كه : محمد ، سه بار ، و رسول عليه السلام مردم را گفت : جوابش مدهيد . پس گفت در ميان قوم پسر بو قحافه هست ، سه بار . پس بگفت در ميان قوم پسر خطاب هست ، سه بار . چون جواب نشنيد ، باز گرديد و با پيش قوم خود شد و گفت اين هر سه كه من ايشان را خواندم نماندهاند و كشته شدهاند . عمر گفت : دروغ مىگوئى به خدا اى دشمن خدا ، كه ايشان كه تو مىگوئى همه زندهاند . بو سفيان گفت :
امروز در مقابل روز بدر است كارزار روزى ما را باشد و روزى شما را . و هند شكم حمزه بشكافت و جگرش بيرون آورد و بخورد و گوش و بينى او ببريد . پس بو سفيان گفت : اعل هبل اعل هبل .
پس رسول عليه السلام گفت صحابه را كه جوابش باز دهيد . گفتند :