تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
چهل نماز هر روز . گفت : امت تو طاقت ندارند چهل نماز در هر روز ، و من مردم را بسيار آزمودم و از بنى اسرائيل مقاسات بسيار كردم . باز گرد با خداى خويش و تخفيفى طلب كن از براى امت خود . پس باز گرديدم ، خداى تعالى ده نماز وضع كرد . پس باز گشتم . موسى ديگر باره پرسيد كه چه فرمود . گفتم : سى نماز فرمود در هر روز . گفت : امت تو طاقت ندارند . ( 1 ) برو با خداى عز و جل و تخفيفى طلب كن از براى امت . باز گرديدم و ده نماز وضع كردند و باز گرديدم . موسى پرسيد كه چه فرمودند ؟ گفتم : بيست نماز در هر روز . گفت : امت تو طاقت ندارند . باز گرد و تخفيفى طلب كن از براى امت . باز گرديدم و ده نماز وضع كردند . چون با نزد موسى آمدم ، پرسيد كه چند فرمودند ؟ گفتم : ده نماز هر روز . گفت : امت تو طاقت ندارند ده نماز هر روز برو و تخفيفى طلب كن از براى امت . من باز گرديدم . پنج نماز بفرمودند هر روز . چون با نزد موسى آمدم
b
8
oI
پرسيد كه چند فرمودند ؟ گفتم : پنج نماز هر روز . گفت : امت تو طاقت ندارند ، باز گرد و تخفيفى طلب كن از براى امت . رسول عليه السلام گفت : شرم مىدارم از خداى تعالى از بس الحاح و مراجعت كه بكردم ، بدين قدر راضى شدم . چون بگذشتم منادى آواز داد كه بر اندم فريضهء خويش و تخفيف كردم از بندگان من . روايت ديگر : حدثنا ابو عمرو محمد بن جعفر بن محمد بن مطر جعل اللّه الجنه مصيره قال حدثنا ابو الحسن سهل بن يحيى بن سهل الصيرفى قال حدثنا محمد بن يونس بن موسى الكديمى قال حدثنا محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عن ابيه قال لما بدى رسول اللّه صلى اللّه عليه بتعليم الاذان اتاه جبريل عليه السلام بدابة . ( 2 ) روايت كرده‌اند كه چون آغاز تعليم بانگ نماز بود . جبريل عليه - السلام چهارپائى بياورد نزديك رسول كه آن را براق خواندندى تا رسول عليه السلام برنشيند . آن چهارپاى تندى مىكرد . رسول عليه السلام گفت : يا جبريل چهارپائى نرم‌تر ازين بياور . پس