گريستى چندانكه مصلاش تر شدى از آب چشم ، و خداى تعالى گناه وى را آمرزيده بود :
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ .
( 1 ) خداى تعالى عيسى را اين معجزه داد كه ابرص را نيك گردانيدى ، پيغمبر ما را اين معجزه داد كه آوردهاند كه معوذ بن عفرا زنى بخواست ، آن زن را گفتند كه معوذ را برص است . زن كراهيت داشت
a
47 كه به خانهء معوذ رود . معوذ به نزديك رسول آمد و شكايت كرد از آن حال . رسول عليه السلام گفت : جامه از پهلو دور كن .
پس چوبى برگرفت و بر آنجا ماليد . آن برص برفت به فرمان خداى .
زنى بيامد به نزديك رسول عليه السلام و مشكى گاو روغن و ماستينه داشت ، و دخترى با او بود ، گفت : يا رسول الله ، اين دختر كور مادر زاد است . رسول عليه السلام چوبى برگرفت و بر چشم او ماليد . چشمش روشن شد . آوردهاند كه مردى بيامد و او را علتى بود كه خصيهاش را بادى عظيم و آماهى پديد آمده بود ، و آن را به پارسى دبه خايه گويند . گفت : يا رسول الله ، طهارت نمىتوانم كردن ازين باد . رسول عليه السلام آب بخواست و دعائى بخواند و آب دهان پارهاى در آن پاشيد . پس او را فرمود كه آب بر آن موضع پاشد . آن مرد چنان كرد و لحظهاى بخفت . چون بيدار شد به حال سلامت باز آمده بود .
( 2 ) آوردهاند كه قتادهء نعمان را در بعضى غزاها زخمى بر چشم آمد و در خدمت رسول عليه السلام بود و چشمش بر وى فرو آمد .
رسول عليه السلام چشم قتاده باز جاى نهاد ، حالى نيك شد و نيكوتر از آن چشم ديگر بود و تيزبينتر . و اگر عيسى مرده زنده كرد ، رسول ما عليه السلام روز بدر با آن جماعت كه كشته شده بودند سخن گفت و با ايشان خطاب كرد و ايشان را به نام خواند . موسى عمران را خداى تعالى از آسمان عمودى فرو فرستاد تا به شب روشنائى مىداد و به روز بر مىداشتند . رسول را عليه السلام اين معنى بود كه عصائى به اصحاب داد كه روشنائى مىداد از پس و پيش . گفتند ابراهيم عليه السلام بتان قوم خويش بشكست ، ما