تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
خليل گفت :
وَ أَرِنا مَناسِكَنا .
حبيب را گفت :
لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا .
خليل درخواست كه :
وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ .
و حبيب را بىدرخواست گفت :
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
( 1 ) و گفته‌اند كه خليل آن باشد كه خدا را عبادت كند با ترس چنان كه ابراهيم چون نماز كردى لرزيدن دلش از خوف خدا از دو ميل شنيدندى . قال الله تعالى :
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ .
و حبيب آن باشد كه عبادت خداى به محبت و اميد رؤيت كند . خليل گفت :
إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي .
حبيب را گفتند :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى .
خليل خود مىرفت و محمد را مىبردند . آورده چو آمده نباشد هرگز . اگر كسى پرسد كه چرا خلت ابراهيم ظاهر كرد و محبت محمد ظاهر نكرد جواب از دو وجه است : يكى آنكه خداى تعالى اظهار محبت كرد در حق پس روان محمد آنجا كه گفت :
فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ .
در حق محمد كه مقتدا است چگونه اظهار نكرد . دوم آنست كه جنيد رحمه الله گفت : اذا احببته شهرك و نادى عليك و اذا احبك سترك و غار عليك . موسى را شكافتن دريا بدادند كه :
أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ - الْبَحْرَ ،
و دريا از ملكوت زمين است . و محمد را شكافتن ماه بدادند :
وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ ،
و قمر از ملكوت آسمانست و انوار فلك است ، و اين در معجزه قوىترست .
a
46 موسى را چكيدن آب از سنگ بدادند :
فَانْفَجَرَتْ .
محمد را از سر انگشت آب بچكيد كه : نبع الماء من بين اصابعه . ( 2 ) جابر روايت كرده است كه رسول عليه السلام در سفرى بود . تشنگى بر صحابه غلبه كرد . رسول عليه السلام قدحى بزرگ بخواست و دست مبارك در آن ميان نهاد و آب از زير انگشتانش مىآمد تا جمله لشكر آب بخوردند . از جابر پرسيدند كه چند كس بودند ، گفت : هزار و ششصد مرد . گفته‌اند كه موسى را يد بيضا دادند . محمد را نورى بدادند كه هر جا كه بنشستى از دست راست و چپ روشن بودى ، و چون برخاستى مردم همه آن نور ديدندى . و آن نور مانده است تا روز