تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
( 1 )

باب پنجم آنچه رسول عليه السلام بدان مزاح كرده است

حدثنا ابو محمد عبد الله بن محمد بن على بن زياد الدقاق العدل قال اخبرنا ابو اسحق ابراهيم بن اسحق الانماطى قال حدثنا لوير بن محمد المصيصى قال حدثنا شريك عن عاصم الاحول عن انس بن مالك قال كنانى رسول الله صلى الله عليه يا ذا الاذنين . ( 2 ) و انس روايت مىكند كه بو طلحه را پسرى بود از ام سليم ، نام او ابو عمير . و رسول عليه السلام با او مزاح كردى و خنديدى . و او را گنجشكى بود . رسول در سراى ايشان رفت ، ابو عمير را دل تنگ ديد . پرسيد كه : ابو عمير را چه بوده است ؟ گفتند : يا رسول الله ، گنجشكش بمرده است . رسول عليه السلام گفت : ابا عمير ، ما فعل - النغير . درين سخن كه رسول گفت چند فايده است : يكى آنكه رسول انصار را دوست داشتى . ديگر اختصاص ام سليم بدانكه در سراى او رفت و با او گستاخى كرد . و سيم خوى خوش رسول با دور و نزديك . چهارم دانستن كه مزاح مباح است با طفلان ، و پنجم روا داشتن تصغير نام چون عمير و غيره . ششم ، آنكه روا