السلام گفت : وقتى مردى مىرفت در راهى سگى را ديد تشنه بر سر چاهى . آن مرد موزه بيرون كرد و دستار در آن بست و آب از چاه برآورد و سگ را آب داد . خداى تعالى اين عمل پسنديده داشت از وى ، و او را بدان بيامرزيد . ( 1 ) صحابه گفتند : يا رسول الله ، ما را مزد باشد در نيك داشت بهائم ؟ گفت : نعم فى كل كبد حرى اجر .
و مردى بيامد و گفت : يا رسول الله ، مرا علمى بياموز كه مرا در بهشت برد و از دوزخ برهاند . گفت راست گوى . و افزونى بده . گفت :
كه طاقت اين دارد ؟ رسول گفت : طعام مىده و سلام فاش مىگردان گفت : كه طاقت اين دارد ؟ گفت : شتر دارى ؟ گفت : نعم .
رسول گفت : شترى ببر و مشكى و آب بردار و به جماعتى رسان كه آب هر روز بديشان نرسد كه هنوز شتر تو هلاك نشده باشد و مشك ندريده ، كه خداى تعالى بهشت ترا واجب كرده باشد . پس آن مرد مىرفت و تكبير مىگفت . ( 2 ) و رسول عليه السلام نهى كرده است از دو نشستن و دو پوشيدن يكى نشستن ميان آفتاب و سايه ، و يك نشستن ديگر كه چنان نشيند در جامهاى كه نظر او بر عورت افتد . و ديگر پوشش آنست كه شلوار تنها دارد بىجامهء ديگر ، و دوم آنكه چادرى به خويشتن فرا گيرد . و گفته است كه يكى از شما چون در آفتاب نشيند و آفتاب از آنجا برود ، او را نيز تحويل بايد كرد . و رسول گفت حق مسلمان بر مسلمان
a
37 شش چيزست : اول ، چون به دو رسد سلام كند . دوم ، چون او را بخواند اجابت كند . سوم ، چون طلب نصيحتى كند دريغ ندارد . چهارم ، چون عطسه آرد يرحمك الله بگويد . پنجم ، چون بيمار شود عيادتش كند . ششم ، چون بميرد با جنازهاش برود . و رسول گفت چون عطسه آيد ، سه بار يرحمك الله ببايد گفت . چون برين زيادت شود زكام باشد .
( 3 ) و حكما گفتهاند كه كسى كه او را عطسه آيد شش خصلت است : اول آنكه بانگ آهسته دارد در عطسه ، دوم آنكه دهان به جامه يا به دست بپوشاند و گردن پيچاند و الحمد لله بگويد ، و چون او