بخش چهارم حاوى چهل و يك فصل
( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) *
[ يزدجرد فرستادهاى را به پادشاه چين مىفرستد تا او را بر عرب يارى كند و پاسخ پادشاه چين ]
( فصل اول ) سيد بن طاوس از كتاب تاريخ ابن اثير نقل مىكند : موقعى كه خاقان و يزدجرد از نهر عبور كردند قاصد يزدجرد را كه به سوى پادشاه صين فرستاده بود ملاقات نمودند ، قاصد گفت : پادشاه صين به من گفت :
صفات آن مردمى را كه شما را از شهرهاى خود خارج كردند بگو ، زيرا من مىبينم كه تو ذكر آنها را كمتر و ذكر خودتان را بيشتر ميكنى و از اين گونه افراد قليل و كم جز خير بشما چيزى نخواهد رسيد و شر از ناحيهء شما خواهد بود ، گفتم : هر چه ميخواهى از من بپرس ، گفت :
آيا آن مردم بعهد خود وفا ميكنند ؟ گفتم : آرى ، گفت : قبل از قتال بشما چه ميگفتند ؟ گفتم : ما را بيكى از سه موضوع دعوت ميكردند :
1 - دين آنها را قبول كنيم و آنها ما را جانشين خود كنند 2 - جزيه دهيم 3 - يا خود را نگاه داريم يا ترك دشمنى كنيم .