( باب چهل و ششم : ) أيضا جابر بن سمره گويد : من و پدرم رفتيم خدمت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن بزرگوار فرمود : امر اسلام هميشه نيكو خواهد بود تا دوازده خليفه بوجود بيايند آنگاه كلمهء آهستهاى گفت كه من آن را نشنيدم از پدرم پرسيدم چه گفت ؟ گفت : ميفرمايد : همهء آنها از قريشند .
( باب چهل و هفتم : ) عمرو بن قيس مىگويد : بمجاهد گفتم : آيا تو راجع بمهدى عليه السّلام خبرى دارى زيرا ما قول شيعيان را تصديق نميكنيم ؟ گفت :
آرى نزد من دليل مثبتى است و آن اينست كه يكى از اصحاب پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه مهدى عليه السّلام خروج نميكند تا اينكه نفس زكيّه كشته شود ، موقعى كه نفس زكيّه كشته شد اهل آسمان و زمين به آنها ( قتلهء نفس زكيه ) غضب ميكنند ، آنگاه نزد مهدى عليه السّلام مىآيند و آن حضرت زمين را پر از عدل و داد مىكند و زمين گياهان خود را ميروياند و آسمان باران خود را فرو ميريزد .
( باب چهل و هشتم : ) سالم ميگويد : رفتم نزد عبد اللَّه بن عمر ، به من گفت : اهل كجائى گفتم :
اهل عراق گفت : بگو اهل كوفه ، گفتم : آرى گفت : اهل كوفه نسبت بمهدى عليه السّلام با سعادتترين مردم هستند .
( باب چهل و نهم : ) حذيفة بن يمان از حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود : كسى كه از اين قوم ( قوم ابو سفيان ) خبرى بياورد داخل بهشت
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٧١