سه مرتبه گفت : مرا از اين آب راحت كنيد ، همين كه قبر او را نبش كردند ديدند قبرش نظير جوى آب سبز شده ( زيرا در اطراف جوب آب گاهى علف سبز ميرويد ) چون آب آن قبر را كشيدند و جنازهء او را خارج كردند ديدند آن قسمتى كه از محاسن و صورتش با آب و زمين متصل بوده زمين آن را خورده و فاسد كرده است ، بعد از آن خانهاى از خانههاى أبى بكر را خريدند و او را در آن دفن كردند .
( باب دوازدهم : ) سليلى ميگويد : امير المؤمنين عليه السّلام به زبير ميفرمود : تو را به خدا قسم مىدهم از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نشنيدى كه ميفرمود : تو با من قتال ميكنى و در حق من ظلم خواهى كرد ؟ گفت : آرى ولى من فراموش كردم .
( باب سيزدهم : ) سعيد بن سويد ميگويد : معاويه آمد و براى مردم خطبهاى خواند و گفت : اى اهل كوفه من براى روزه گرفتن يا نماز خواندن با شما قتال نميكنم بلكه ميخواهم بر شما مسلط شوم و خدا مرا مأمور كرده كه على رغم انف شما اقدام نمايم .
( باب چهاردهم : ) عائشه روايت كرده كه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله به عمّار فرمود : تو را گروه ستمكار ميكشند .
( باب پانزدهم : ) سعيد بن جبير ميگويد : هشتصد نفر از انصار و نهصد نفر از اهل بيت رضوان با على عليه السّلام بودند . در حديث ديگر از حكم روايت
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٩٦