راننده و سرلشكر و خوانندهء آن خبر مىدهم .
عبد اللَّه بن شريك از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود :
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مرا مأمور كرد كه با ناكثين ( طلحه و زبير و . . . ) و مارقين ( خوارج نهروان ) و قاسطين ( معاوية و تابعين او ) جنگ كنم ، اگر مرا مأمور ميكرد كه با گروه چهارمى قتال كنم ميكردم .
( باب نهم : ) على بن ربيعه مالكى ميگويد : از على بن أبى طالب عليه السّلام شنيدم كه بر منبر كوفه ميفرمود : رسول امّى صلى اللَّه عليه و آله با من عهد كرد كه اين امت به زودى با من بيوفائى و خيانت ميكنند . و در ترجمهء أبو موسى اشعرى به روايت كاملى مرقوم است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اين امت با على عليه السّلام خيانت و بيوفائى خواهند كرد .
( باب دهم : ) ابن عباس ميگويد : پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله بزنان خود فرمود : كاش من ميدانستم كه كدام يك از شما خواهد بود كه سگهاى حوأب ( نام مكانى است در طريق بصره ) به او صدا و حمله مىكند و گروههائى از طرف يمين و يسار او كشته ميشوند .
( باب يازدهم ، ) قيس بن أبى حازم ميگويد : در جنگ جمل تيرى بزانوى مروان بن الحكم اصابت كرد و خون سيلان نمود ، موقعى كه زانوى او را ميبستند خون بند مىآمد و وقتى كه باز ميكردند خون جارى ميشد ، و موقعى كه دهان زخم را ميبستند زانوى او نفخ ميكرد ، مروان گفت : اين زخم را واگذاريد زيرا كه اين تير را خدا انداخته است ، پس از آنكه مروان مرد و او را دفن كردند يكى از اهل خانهاش او را در خواب ديد كه
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ( الملاحم والفتن في ظهور الغائب المنتظر ( ع ) ) ( فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٩٥