پى نبرده بودند .
4 - مىتوان « حركت زمين » و « كروى » بودن آنها را از عبارات امام در اين بخشها فهميد . امام - عليه السّلام - فرموده است :
« فجعلت تطّلع اوّل النّهار من المشرق فتشرق على ما قابلها من وجه المغرب » ؛ يعنى : خورشيد چنين آفريده شد كه از جانب مشرق طلوع كند و بر آنچه كه از جانب مغرب با آن رو به رو مىشود بتابد .
بويژه تكيه ما بر روى « ما قابلها من وجه المغرب » است . و اينكه امام - عليه السّلام - نفرمود : « قابلته » كه ضمير به خورشيد برگردد و اين نشان از آن است كه بر اثر گردش زمين نور خورشيد به همه جاى آن مىرسد .
نيز در جاى ديگر هنگام ذكر فوايد غروب كردن خورشيد از جمله مىفرمايد : « و غروب مىكند تا بر آنچه كه در آغاز صبح نتابيده بتابد » براستى چه عبارت شگفتى است ! شما اگر درست دقت كنيد مىيابيد كه در اين جمله كروى بودن زمين و حركت آن نهفته است .
در جاى ديگر مىفرمايد « و خورشيد بر زمين مىتابد تا هر بخشى از زمين نصيب خود را از نور آن بگيرد . » اين جمله نيز هم بيانگر كروى بودن زمين و هم حركت آن است ؛ زيرا در عبارت امام - عليه السّلام - « قسط » است كه ما آن را « نصيب » ، ترجمه كرديم . و « قسط » بيانگر نوعى همانندى نسبى است و اين در حالت كروى بودن زمين درست است .
در هر حال سرتاسر كتاب اعجاز است و شگفتى و تنها بايد در آن انديشيد و به مبدأ اعلى يقين پيدا كرد .
التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: المفضل بن عمر الجعفي
ص٣١