تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
شمرده شده است « 1 » ؛ زيرا تفكر و انديشه ، انسان را به خدا مىرساند . گاه انسان چيزى را مىداند ولى دانستن كافى نيست بايد در دانسته‌ها انديشيد . امام صادق - عليه السّلام - در همين كتاب ، بارها مفضّل را چنين خطاب مىكند : « انّك ترى . . . » ؛ يعنى : « تو مىبينى كه . . . » براستى اگر مفضّل « مىداند » و بالاتر اينكه « مىبيند » امام از او چه مىخواهد ؟ امام از او انديشه و عبرت مىخواهد ؛ از اين رو همواره مىفرمايد : « اى مفضّل در . . . انديشه كن و از . . . درس عبرت بگير » . همهء مردم مىدانند كه چوب بر روى آب مىماند و اين در نظر آنان امرى عادى است و مسأله خاصى در آن نيست امّا امام - عليه السّلام - مىفرمايد : در همين امر انديشه كنيد عادى بودن يك امر نبايد مانع انديشيدن شود ، انسان از انديشه در همين امور به ظاهر ساده به مسائل بزرگى مىرسد . همهء مردم بارها سقوط سبيب را از درخت ديده‌اند و اى بسا گاه بر سر عده‌اى خورده باشد و آخى ! هم گفته باشند امّا چرا در اين ميان تنها « نيوتن » از سقوط سيب بر زمين و طرح پرسشهاى فراوان به يك قانون بزرگ علمى ( جاذبهء عمومى ) پى مىبرد ؟ ؛ زيرا بديهى بودن و ساده بودن امور مانع انديشيدن او نشده است . بايد همهء اجزاى اين عالم را به چشم انديشه بنگريم . غالب مردم از شگفتيهايى چون ، كهكشانها ، آسمان ، موشك ، هواپيما ، سفر انسان به كرات ديگر ، شكافتن اتم و ديگر امور خارق العاده عبارت « جلّ الخالق » را بر زبان جارى مىسازند ، در حالى كه « جليل » و « حكيم » بودن خدا در
هامش
( 1 ) در بارهء فضيلت « تفكر » ، « تدبر » و « تأمل » رجوع كن به : « المحجة البيضاء » ، ج 8 ، كتاب التفكر ، ص 192 و بعد از آن .