سختى مىافتادند و برخى چيزها در سرزمينى ناياب و يا كمياب مىشد .
[ ويژگيهاى گياهان دارويى ]
در گياهان دارويى و اينكه هر كدام در تهيه دارويى خاص به كار مىروند بينديش : يكى مانند « شاه تره » در عروق ، اعماق و مفاصل بدن فرو مىرود و مواد زايد و سنگين را دفع مىكند ، يكى ديگر چون : « أفتيمون » مواد سودايى را از بدن مىكشد ، ديگرى چون « سكبينه » ورمها و همانند آنها را بر مىدارد و . . .
چه كسى اين مصالح را در اين آفريدهها آفريده است ؟ و چه كسى مردم را نسبت به آنها آگاه كرد جز آنكه آنها را پديد آورد ؟ و چنان كه برخى پنداشتهاند ، كجا مىتوان تصادفى و اتفاقى به اين ويژگيها پى برد ؟
در واقع با ذهن و انديشه و ذكاوت و تجربهآموزىاى كه به انسان عنايت شده او مىتواند به آنها پى ببرد .
حيوانات چگونه از برخى از ويژگيهاى درمانى گياهان آگاهند و برخى از درندگان ، زخم خود را با گياهى دارويى درمان مىكنند و پرندهاى با حقنه كردن ، يبوست خود را درمان مىنمايد و ديگر موارد [ ى كه حيوانات از گياهان دارويى استفاده مىكنند ] ؟
چه بسا [ در آغاز ] در گياهانى كه در دشت و صحرا مىرويد ترديد كنى و بگويى در اين مناطق كه انسانى زندگى نمىكند اين داروها زايدند و به كار نمىآيند در حالى كه چنين نيست ، شاخ و برگشان غذاى حيوانات ، دانهها براى پرندگان ، چوبهاى خشك براى استفاده انسان است و آدمى از بسيارى از آنها در درمان و معالجه استفاده مىكند .
همچنين از بعضى براى دباغى پوستها ، از بعضى براى رنگ آميزى اشياء و . . . استفاده مىشود .