[ بوتههاى ضعيف و ميوههاى بزرگ ]
اى مفضّل ! در اينكه گياه و بوتهاى ضعيف و ناتوان به بار مىنشيند و ميوههاى سنگينى ؛ چون : كدو ، خربزه ، خيار و هندوانه مىدهد بينديش و در حكمت و تدبير اين كار فكر كن ، آنگاه كه تقدير بر آن شد كه اين بوته ضعيف ميوههاى سنگين چون اين ميوهها بار دهد ، چنان مقرر گرديد كه بر روى زمين بگسترد . اگر مانند كشت و درخت مىايستاد قادر به حمل اين ميوههاى سنگين نبود و پيش از آنكه ميوهها برسند و كامل شوند همه چيز درهم مىشكست .
بنگر كه چگونه شاخ و برگش بر روى زمين گسترده مىشود و زمين به جاى بوته ، ميوههاى سنگين را بر دوش حمل مىكند . تو به يك بوتهء كدو و يا خربزه بنگر كه چگونه يكى است ولى پيرامونش را چند ميوه فرا گرفته گويى گربهاى است بر روى زمين كه بچههايش روى زمين پهن شدهاند و از آن شير مىخورند .
[ زمان رسيدن ميوهها با زمان احتياج ، هماهنگ است ]
ببين كه انواع درختان و ميوهها در زمانى قابل استفادهاند كه به آنها نياز است . مثلا برخى در لهيب حرارت تابستان مىرسند تا انسان با ميل و شوق ويژهاى از آنها بهره ببرد . اگر اين ميوههاى تابستانى در زمستان مىرسيد گذشته از زيانى كه در بدن به جاى مىگذارند باعث مىگشت كه مردم ، آن خواست و شوق را در مصرف آنها نداشته باشند و در نتيجه با كراهت و بىميلى به جانب ميوهها بروند .
نمىبينى گاه كه خيارى در زمستان برسد [ و يا آن را در اين فصل عرضه كنند ] جز افراد بىمبالات و بىتوجه به زيانبار و سودمند ، كسى از آن مصرف