تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
نمىكند ؟

[ حكمتهاى درخت نخل و فايدهء شاخه‌ها و چوب آن ]

اى مفضّل ! در نخل فكر كن . از آنجا كه در ميان نخلها شمارى ماده و به تلقيح نيازمندند ، برخى از نخلها نيز نر آفريده شدند تا بدون غرس ، عمل لقاح انجام گيرد . نخل نر مانند حيوان نرى است كه با حيوان ماده لقاح مىكند تا او حامله گردد و خود حملى نداشته باشد . در چگونگى شاخهء نخل انديشه كن و بنگر كه چگونه مانند چيزى كه با دست بافته شده داراى تار و پود است تا سختى و استحكام گيرد و در زمان بر دوش‌گيرى خوشه‌هاى سنگين نشكند و آسيب نبيند و از بادهاى تند و توفانى صدمه نگيرد و چنان محكم و سخت باشد كه در كار ساختن ساختمان و سقفها و پلها و ديگر جاها استفاده شود ؟ چوب آن نيز گويى كه بافته شده و در هم فرو رفته و تار و پود دارد . اين سختى و استحكام براى آن است كه در كار ساختن ابزار محكم استفاده شود . دقت كن كه اگر سختى و استحكام آن چون سنگ بود نمىشد كه در سقفها ، در و پنجره‌ها ، كرسيها ، جعبه‌ها و ديگر اشيا به كار آيد . از ويژگيهاى بزرگ و ممتاز چوب آن است كه بر روى آب مىماند و فرو نمىرود . مردم همه به اين خاصيت چوب آگاهند ولى از اهميت و بزرگى حكمت كار بىخبرند . اگر اين خاصيت در چوب نبود چگونه كشتيهاى غول پيكر و ديگر مركبهاى آبى ، مىتوانستند بارهاى چون كوه را حمل كنند ؟ و مردم چگونه از حمل دشوار بار از سرزمينى به جاى ديگر راحت مىشدند ؟ اگر اين امر نبود مردم در