[ هسته و دانهء درخت و گياه ]
در « هسته » و « دانه » و راز آنها انديشه كن . هسته در دل ميوه قرار گرفته تا اگر مانعى براى كاشتن خود درخت پيش آيد ، اين هسته جايش را پر كند . چنان كه گاه كه به چيز نفيس و گرانقدرى نياز فراوان است ، [ قدرى از آن ] در جاى ديگر نگاهدارى مىشود تا اگر آفتى در آنها افتاد و حادثهاى رخ نمود ، از آن در جاى ديگر داشته باشيم .
همچنين هستهء سخت و محكم ، ميوهء نرم و لطيف را نگاه مىدارد . اگر چنين نبود ، ميوه مىشكست ، آلوده مىگشت ، و به زودى فاسد مىشد .
برخى از هستهها را مىشكنند و مىخورند و از برخى ديگر روغن مىگيرند و در جاهاى گوناگون استفاده مىكنند .
حال كه از [ برخى از ] فوايد هسته و دانه ميوه آنها آگاه گشتى ، بينديش كه چرا از هسته ، خرما و از دانه ، انگور پديد آمد ؟ مىشد كه به جاى خرما و انگور لذيذ و خوشمزه ، چيزهاى ناخوردنى ديگر ؛ چون : سرو و چنار پديد آيد . آيا اين جز براى آن است كه انسان را سود و لذت رسانند ؟
[ حكمتهاى نهفته در مرگ درختان و تجديد حيات آنها ]
در انواع تدابير و حكمتهاى نهفته در آفرينش درخت بنگر . مىبينى كه هر سال مىميرد ولى حرارت غريزى آن در چوب آن مىماند و مواد ميوهها از آن زاده مىشود و آنگاه در همه جا پراكنده مىگردد و چنان كه غذاهاى متنوع و لذيذ را به تو مىدهند ، ميوههاى گونهگون و گوارا و خوش طعم به تو تقديم مىكنند .
شاخهها همانند دست به سوى تو دراز مىشوند و ميوههاى نيكو را در اختيارت