تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤

[ آفرينش و وصف برگ درختان ]

اينك اى مفضّل ! در آفرينش برگ بنگر و تأمل كن . چنان كه مىبينى سطح تمام برگ را چيزهايى چون رگ پوشانيده است ، برخى بزرگترند كه به صورت طولى و عرضى كشيده شده‌اند و برخى نازك و ظريف‌اند و گويى كه در ميان رگهاى اصلى ماهرانه بافته شده‌اند . اگر بشر با دست خود چنين كارى مىكرد يك ساله قادر به ساخت يكى از آنها نيز نبود . و در كار خود به ابزار ، حركت ، كار و تلاش و سخن گفتن نياز داشت ، در حالى كه تنها در چند روز از فصل بهار ، دشت و دريا و كوه و صحرا سرشار و آكنده از اين برگها مىشود . در اين كار جز نفوذ ارادهء ردّ نپذير الهى هيچ سخن ، تلاش و حركتى وجود ندارد . با اين حال خوب است كه راز اين رگهاى ظريف ، دقيق و نازك را بدانى . اين رگها كه يكسره برگ را پوشانيد براى آن است كه به آن ، آب و املاح برساند چنان كه رگها در بدن پراكنده شدند تا غذا را به تمام اجزاى بدن برسانند . اما در برگ ، رگهاى بزرگتر و اصلى [ گذشته از هدف مذكور ] كار ديگرى نيز دارند . اين رگهاى بزرگتر براى آن است كه با سختى و استحكام خود ، برگ را نگاه دارند و برگ ، سست ، پژمرده و پاره پاره نگردد . از اين رو گاه كه انسانها مىخواهند صفحه و برگى از پارچه يا . . . بسازند در طول و عرض آن از چوبهاى محكمى بهره مىگيرند تا سست و لرزان نگردد . پس بدان ، اگر چه آدمى هيچ گاه به كنه و حقيقت تدابير و حكمتهاى نهفته در طبيعت نمىرسد ، امّا كار و صنعت او بنوعى حكايتگر طبيعت است .