شب و روز در پى هم آيند و فصول چهارگانه در زمين پديد بيايند و زمين و جانداران بر روى آن اعم از حيوان و رويندگان [ و انسان ] آن گونه كه شرح و توضيح دادم از فوايد و منافع آنها بهرهمند گردند .
آيا بر هيچ خردمند و عاقلى پوشيده است كه اين تقدير و اندازهگيرى و تدبير دقيق و حكيمانه و استوار ، تنها كار يك اندازهگير ، حكيم و مدبّر است ؟
اگر كسى بگويد چه مىشود كه تمام اين حالات و حركات ، اتفاقى و از روى تصادف باشد ؟ بايد در پاسخ گفت : چرا همين سخن را در بارهء چرخى كه از چند قطعه حساب شده ساخته شده و به صلاح باغ و گياه و درخت مىگردد و آنها را آبيارى مىكند نمىگويد ؟
اگر در بارهء اين دستگاه با حكمت چنين عقيدهاى داشته باشد و مردم از او بشنوند در بارهاش چه مىانديشند و چه مىگويند ؟ آيا در بارهء اين دولاب و چرخ چوبى كه با حكمتى اندك و براى استفاده در قطعهاى از زمين ساخته شده نمىگويد كه بىسازنده و تدبيرگر است ، ولى در بارهء اين چرخ اعظم كه به صلاح و سود تمام زمين و زمينيان است و با حكمت و تدبير و نظمى محيّر العقول پديد آمده قائل به بىتدبيرى ، بىحكمتى و بىآفرينندگى است ؟ اگر اين چرخ [ عظيم و هماهنگ و شگفت ] چونان ابزارى عادى و كوچك از كار بيفتد و نارسايى در آن پديد آيد مردم چه چارهاى توانند كه بينديشند ؟
[ اندازههاى شب و روز ]
اى مفضّل ! در اندازهء شب و روز و اينكه به مصلحت مردم چنين تدبير شده نيك بينديش . [ غالبا ] ساعات شب و يا روز به بيش از پانزده ساعت نمىرسد .