بزرگترين رهنما و دليل هدفمندى ، مدبرانه و حكيمانه بودن كار آنهاست .
[ فوايد برخى از ستارگان ]
در اين ستارهها كه چندى از سال را پيدا و چند ديگر را پوشيدهاند ؛ مانند :
ثريا ، جوزاء ، دو ستارهء شعرى و سهيل بنگر . اگر جملگى در يك زمان پيدا بودند مردم از هيچ كدام در راهنمايى استفاده نمىكردند و اين بهرهاى كه الان از طلوع ثور و جوزاء و يا هنگام غروب آنها مىبرند و در كارهاى خود از آنها استفاده مىكنند ، وجود نداشت . پس هر كدام ظهور و غروبى دارند و اين پيدايى و نهان بودن آنها همگون نيست تا مردم از هر كدام على حده سود برند . نيز تدبير در ظهور و مخفى بودن ثريا و جز آن تنها براى مصلحت است . و اينكه « هفت ستاره » [ يا دبّ اكبر ] هميشه پيداست براى مصلحتى ديگر است ؛ زيرا اين مجموعه به منزلهء نشانههايى است كه مردم در راههاى ناشناخته در دشت و دريا از آن راهنمايى مىجويند . هيچ گاه از ديده غايب نمىشوند تا مردم شبانگاهان هر گاه كه خواهند و هر جا كه روند از آنها استفاده كنند . پس هر دو امر براى نوعى مصالح ويژه است .
نيز به وسيله آنها نيازهاى ديگرى رفع مىگردد و اوقات خاص اعمالى ؛ چون :
زراعت ، درختكارى ، سفر در دشت و دريا و آنچه كه پديد مىآيد ؛ چون ، باد ، گرما و سرما شناخته مىشود .
مردم در تاريكى شب براى گذر از دشتهاى مخوف و وحشتزا و امواج هولناك دريا از اين ستارگان راهنمايى مىجويند .
وانگهى در اينكه در دل آسمان گاه روى مىآورند و گاه پشت مىكنند ، گاه طلوع مىكنند و گاه فرو مىروند عبرتهايى فراوان نهفته است . اين اجرام آسمانى با