تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
بر خلاف آنچه مىچرخد ، از پشت مىچرخاند . از اهل پندار باطل بپرس كه آيا اين حركات و هماهنگى [ شگفت‌آور ] ستارگان تصادفى ، از سر خود ، با اهمال ، بىهدف و بىآفرينشگر پديد آمده‌اند ؟ اگر چنين بود چرا همهء آنها در دايرهء بسته‌اى و گروهى حركت نكردند و يا چرا همه مطلق العنان نبودند و در برجها به حركت در نيامدند ؟ اهمال يك معنى دارد [ و آن بىشعورى و ناهماهنگى و بىحكمتى است ] پس چگونه دو حركت دقيق و حساب شده و حكيمانه پديد آورد ؟ اينها دليل آن است كه سير و حركت هر دو گروه هدفمند ، با تدبير ، حكيمانه و با حساب و كتاب و اندازه‌گيرى است نه خود به خود ، بىهدف و با اهمال چنان كه فرقهء معطله و منكران پنداشته‌اند . اگر كسى بپرسد : چرا برخى از ستارگان آن گونه گروهى حركت مىكنند و شمارى اين گونه انتقالى حركت مىكنند و تا حدى آزادند ؟ پاسخ مىدهيم : اگر همهء آنها در يك جا حركت مىكردند ديگر نمىشد كه از حركت انتقالى ستارگان و انتقال از برجى به برج ديگر بهره و راهنمايى جست ؛ زيرا مىتوان از انتقال خورشيد و ديگر ستارگان به منازلشان به وقايع جهان و آنچه واقع مىشود پى برد . نيز اگر همه در انتقال بودند منازلى نداشتند كه شناخته شوند ؛ زيرا هنگامى مىتوان به انتقال پى برد كه ثوابتى در ميان باشد چنان كه يك مسافر كه در حركت است [ و از منزلى به منزل ديگر منتقل مىشود ] با همان منازل راه مسيرش شناخته مىشود . پس اگر در يك حال مىبود ، اين نظم و نظام نبود و بهره‌ها و فوايد اين حركات از ميان مىرفت و در اين صورت كس تواند كه بگويد از آن جهت كه ذكر شد در كار آنها اهمالى و تصادف و ناهماهنگى است ؟ پس اين ناهمگونى حركات و مصالح و منافعى كه در آنها نهفته ، خود