تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( شگفتيهاى آفرينش ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نماند و نيازش برآورده گردد . راستى اگر خورشيد ، سال يا بخشى از سال را از فرمان سربپيچد و نتابد حال مردم چگونه مىشود ؟ و اصلا چگونه قادر به بقا خواهند بود ؟ نمىبينى كه چسان براى مردم چنين تدابير سترگى ديده شده كه چاره‌اى از آنها ندارند و بىآنكه زوال و خستگى پذيرند و در كار خود راه نافرمانى پيش گيرند ، به خاطر فايدت بخشيدن به جهان و پايدارى آن در كارند و در مسير خود در حركتند .

[ ماه ، عامل پديدار گشتن ماه‌هاى قمرى ]

به ماه بنگر . ماه دليلى واضح و روشن است كه مردم از آن براى شناخت ماهها [ ى قمرى ] بهره مىجويند و حساب سال بر آن تنظيم نيافته ؛ زيرا گردش آن براى پديد آمدن چهار فصل و رشد و رسيدن ميوه‌ها كافى نيست . از اين رو ماهها و سالهاى قمرى با ماهها و سالهاى خورشيدى ناهمگون و متفاوت گشت و تقدير چنان شد كه هر ماه قمرى بگردد و گاه به زمستان و گاه در تابستان افتد .

[ شمارى از فوايد نور ماه ]

در تابش مهتاب در تاريكى شب و نياز به آن انديشه كن . اگر چه به خاطر آرامش جانداران و كاهش حرارت هوا براى رويندگان به تاريكى نياز افتاد ، امّا مصلحت نبود كه شبانگاه تاريكى مطلق حاكم باشد و هيچ كارى در آن انجام نپذيرد ؛ زيرا گاه مردم نيازمند مىگردند كه شبانه كار كنند ؛ زيرا در روز وقت كم مىآيد و چه بسا به برخى از كارهايشان نرسند . نيز گاه در روز گرماى هوا از حدّ افزون مىگردد . در شب مىشود به كارهاى چندى ؛ چون : شخم كردن زمين ،