اى مفضّل ! اين رنگآميزيهاى گوناگون و دقيق و هماهنگ كه در طاوسها و كبكها مىبينى و گويا با قلم نقاشى بىمانند بر آنها نقش بسته چگونه مىشود از اهمال و بىتدبيرى ناشى شود و خود به خود و بىهدف پديد آيد ؟ و چرا اين ناهماهنگى و آميختگى بىهدف و تصادفى اخلاط ، شكل و صورت واحدى را پديد آورده است ؟
بىترديد اگر [ اين نقشها و رنگها ] از اهمال و خود به خود پديد مىآمد هر آينه بايست اين گونه نظم و هماهنگى و يك دستى در كار نبود و همه چيز ناهماهنگ و در هم ريخته بود .
[ چگونگى پر پرندگان ]
در چگونگى پر پرندگان تأمل و انديشه نما . مىبينى كه [ اين پرها ] مانند لباس ، از رشتههاى بسيار باريك و نازكى بافته شده و مانند پيوستگى نخها و تارهاى مو همه به هم پيوسته و بستهاند و وقتى كه آنها را مىكشى ، از هم نمىگسلند ، بلكه اندكى بازمىگردند تا در ميانشان باد باشد و پرنده براحتى پرواز كند و در هوا سنگين نشود . در ميان پر ، ستونى سخت و ميلهاى شكل نهاده شده تا با سختى خود اجزاى پر را نگاه دارد . ولى باز با اين سختى و استحكام ، تو خالى است تا سنگينى آن پرنده را از پرواز باز ندارد .
[ راز درازپايى برخى از پرندگان ]
اى مفضّل ! پرندهء دراز پا را ديدهاى و به راز اين ويژگى پى بردهاى ؟ اين پرنده را غالبا در آبگيرها مىبينى . داراى دو ساق بلند است . گويا ديدبانى است كه