از بالاى برجك ديدبانى درون آب را مىنگرد و آن را زير نظر دارد . هر گاه كه روزى خود را ديد ، آرام آرام گام برمىدارد تا آن را به دست آورد .
اگر اين پرنده پا كوتاه بود ، هنگامى كه به جانب صيد حركت مىكرد تا آن را بگيرد ، شكمش با آب تماس مىگرفت و آب حركت مىكرد و شكار از هراس پا به فرار مىگذاشت . پس اين دو پا برايش آفريده شده تا خواستهاش را دريابد ، غذايش حاصل شود و زنده بماند .
در تدابير هماهنگ در آفرينش پرنده بنگر . پرندهاى كه دو ساق بلند دارد ، گردنى دراز نيز دارد تا بتواند غذايش را از زمين بردارد . اگر پرنده ، پاهايى دراز داشت ولى گردنش كوتاه بود ، قادر نبود كه چيزى از زمين بردارد .
گاه درازى منقارش ، گردن او را در رسيدن به هدف يارى مىكند تا كار بر او آسان گردد .
نمىنگرى كه در آفرينش هر چه را كه مىبينى در نهايت استوارى و صواب است و تمام وجودش حكيمانه و با تدبير و تقدير است ؟
[ گنجشكان در پى يافتن غذا ]
به گنجشكان بنگر كه چگونه در روز در پى غذا هستند . اگر چه غذايشان آماده نيست ولى با حركت و تلاش مداوم به آن دست مىيابند و آن را از دست نمىدهند . آفريدگان همه اين گونهاند . منزه است خدايى كه روزى را اين گونه در ميانشان پراكنده است .
نه چنان كرد كه دست يافتن بر روزى سخت و ناممكن باشد ؛ زيرا آفريدگان را نيازمند به آن آفريد و نه چنان كرد كه بىهيچ رنجى به دست آيد ؛ زيرا