مىآيد تا آنچه در خود دارد ، برون ريزد . « 1 »
5 . روايت ابن بَطّهء عُكْبَرى « 2 »
حافظ گنجى شافعى در « كفاية الطالب » مىنويسد : باب بيست و سوم در تشبيه على بن ابىطالب به آدم در دانشش و به نوح در حكمتش و به ابراهيم خليل الرحمن در بردبارىاش ، توسّط پيامبر صلى الله عليه و آله :
ابوالحسن بن مقيّر بغدادى در سال 634 ، در دمشق ، از مبارك بن حسن شهرزورى براى ما روايت كرد كه ابوالقاسم ، ابن بسرى ، از ابوعبداللَّه عكبرى و او از ابوذرّ ، احمد بن باغندى ، و او از پدرش و پدر او از مسعر بن يحيى نهدى و او از شريك ، و او از ابن اسحاق و او از پدرش و پدرش از ابن عبّاس ، نقلكرد : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان گروهى از اصحابش نشسته بود كه على وارد شد . چون چشمان پيامبر صلى الله عليه و آله به على افتاد ، فرمود :
مَنْ أرادَ أنْ يَنْظُرَ إلى آدَمَ في عِلْمِهِ وَ إلى نُوحٍ في حِكْمَتِهِ وَ إلى إبْراهيمَ في حِلْمِهِ ، فَلْيَنْظُرْ إلى عَليِّ بْنِ أبيطالِبٍ . « 3 »
هر كه مىخواهد دانش آدم و حكمت نوح و بردبارى ابراهيم را ببيند ، على بن ابىطالب را بنگرد .
شرح حال ابن بَطّه
1 . سمعانى : ابوعبداللَّه ، عبيداللَّه بن محمّد بن محمّد بن حمدان ، ابن بطّهء عكبرى بَطّى ، از مردم عكبرا ، پيشوا و فاضل و به حديث و فقه ، دانا بود . وى احاديث بسيارى نقل كرد و از گروهى از اهل عراق ، حديث شنيد . او در شمار فقهاى حنابله بوده ، كتابهاى نيكو و مفيدى نگاشته است . وى از ابوالقاسم بغوى و
هامش
( 1 ) . مرآت الجنان 2 / 38 ، حوادث سال 207 .
( 2 ) . منسوب به « عُكْبَرا » ؛ شهرى كه در ده فرسخى بغداد واقع است . ( معجم البلدان 4 / 142 ) ( مترجم )
( 3 ) . كفاية الطالب فى مناقب على بن ابىطالب / 121 .