اينكه فقه الحديث نمىدانسته است ؛ و اين عدم آشنايى هيچ گردى را بر دامان او نمىنشاند . چگونه مىتوان پنداشت كه ابن شاهين فقه الحديث نمىدانسته ، در حالى كه او محدّثى است كبير و كتابهايى نگاشته است كه پيش از وى نوشته نشده بود ؟ ! وى صاحب « المسند » در هزار و سيصد جزء و آنگونه كه از سخن قنوجى به دست آمد ، مجتهد مطلق بوده است .
امّا خطاى ابن شاهين در اداى اعراب واژگان ، به وثاقت و مورد اعتماد بودن و بزرگى مرتبت او آسيبى نمىرساند ؛ چرا كه خطاى اعراب ، در محاورات ، فراوان رخ مىدهد ؛ بلكه دانشمندان ، چه بسا ، عمداً مرتكب اين خطا مىشوند و حتّى گاهى سخن گفتن بر اساس قواعد نحوى را - آن گاه كه با آنچه در زبان عموم مردم رايج و مرسوم است ، مخالف باشد - نمىپسندند .
يافعى در شرح حال فرّاء مىنويسد : قطرب گفته است : فرّاء نزد هارون الرشيد رفت و سخن گفت و چند بار ، اعراب واژگان را رعايت نكرد . جعفر بن يحيى برمكى گفت : اى اميرمؤمنان ، او در اداى اعراب كلمات خطا مىكند . هارون الرشيد از فرّاء پرسيد : آيا در اعراب واژگان خطا مىكنى ؟ ! فرّاء پاسخ داد : اى امير ، سرشت باديهنشينان رعايت اعراب و طبيعت شهرنشينان عدم رعايت آن است ؛ هرگاه خوددار باشم از خطاى اعراب ، پرهيز مىكنم و هرگاه به طبيعت خويش بازگردم ، اعراب واژگان را پاس نمىدارم . پس هارون الرشيد سخن وى را نيكو شمرد .
همچنين ، عادت آنان كه نحو را به غايت مىدانند ، آن نيست كه نزد هر كسى براى تظاهر به فصاحت ، دهان بجنبانند و اعراب هر واژهاى را حفظ كنند ؛ بلكه گاهى ، عمداً بدون رعايت قواعد اعراب و بر عادت عموم مردم ، سخن مىرانند .
آرى ، تنها مبتدياناند كه براى مصون ماندن از غلط اعرابى ، به غايت مىكوشند تا آشنايى خود را با نحو بنمايانند ؛ و اين گونه است كه مبتديان ، در هر شاخهاى از شاخههاى دانش - كه آگاهى اندكى در آن دارند - بحث و گفتگو را فزون مىكنند . در همين باره ، مثلى درخور ايشان زدهاند و گفتهاند : هر گاه كه ظرف پر باشد ، در نزد حاملانش آرام و ساكن است و اگر ناقص و سرخالى باشد ، به خروش و جنبش
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٩٥