نوفلى ، از عبيداللَّه بن موسى ، از علاء ، از ابواسحاق سبيعى ، از ابوداوود نفيع ، اين حديث را از ابوالحمراء روايت كرده است . همچنين ، از ابوسعيد نقل شده كه ابن شاهين در « السنّة » گفته است . . . . « 1 »
ليكن ابن جوزى عادت دارد كه در كتابش حديث را تنها با يك سند آن بياورد و به سبب نادرستى پندارىِ سندى كه ياد كرده ، به ساختگى بودنش حكم كند ؛ و اين از جمله انتقادهايى است كه حافظان متعدّد به دو داشتهاند :
- ابن صلاح : وى با اشاره به ابن جوزى و كتابى كه دربارهء احاديث ساختگى نگاشته است ، مىنويسد : آن كه در اين عصر ، در دو مجلّد ، به گردآورى احاديث ساختگى پرداخته و روايات بىشمارى را بدون هيچ دليلى بر ساختگى بودن آنها ، در كتاب خود جاى داده ، زيادهروى كرده است . « 2 »
- ابن كثير : شيخ ابوالفرج ، ابن جوزى ، كتاب فربهى پيرامون احاديث ساختگى نوشته ، جز آنكه احاديث غير ساختگى را نيز در آن جاى داده است . « 3 »
- ابن حجر : وى پس از نقل حديثى از مناقب امير مؤمنان عليه السلام مىگويد : ابن جوزى اين حديث را در شمار احاديث ساختگى آورده و آن را از عِداد احاديث سعد بن ابىوقّاص و زيد بن ارقم و ابن عمر ( با نقل تنها برخى از طرق نقل شده از اينان ) بيرون رانده و با يادكرد برخى از سخنانى كه دربارهء راويان آن گفتهاند ، بر آن خرده گرفته ؛ ليكن اينها گردى بر دامان اين حديث نمىنشاند ؛ چرا كه طرق بسيارى براى آن ياد شده است . « 4 »
- سيوطى : بدان كه روش حافظانى همچون حاكم و ابن حبّان و عقيلى و ديگران ، اين است كه تنها از جهت سندى ويژه ، به بطلان حديثى حكم مىكردند ؛ ليكن ابن جوزى اين را در نيافته و به طور مطلق ، به ساختگى بودن متن حديث حكم كرده
هامش
( 1 ) . اللّآلى المصنوعه 1 / 355 - 356 .
( 2 ) . علوم الحديث / 212 .
( 3 ) . الباعث الحثيث فى شرح الفيّه الحديث / 75 .
( 4 ) . القول المسدّد فى الذبّ عن المسند / 19 .