هر كس دوست مىدارد كه خدا دوستىِ ناب ابراهيم را ببيند ، جوانمردى ابوبكر را بنگرد ؛ و هر كس دوست مىدارد صلابت نوح را بنگرد ، دليرى عمر بن خطّاب را نظاره كند ؛ و هر كس دوست مىدارد بلند قدرى ادريس را نظاره كند ، مهربانى عثمان را ببيند ؛ و هر كس دوست مىدارد كه بندگى يحيى بن زكريّا را ببيند ، پاكيزگى على بن ابىطالب را بنگرد .
ابن عساكر گفته است : اين حديث ، تماماً ، شاذّ است و در زنجيرهء راويانش ، چند راوى مجهول به چشم مىخورد . »
اشكال و پاسخ - 4 ( نسبتى ناروا به صوفيّه )
دهلوى مىنويسد : « به همين سبب ، محقّقان صوفيّه گفتهاند : شيخين حامل كمالات نبوّت بودهاند و امير حامل كمالات ولايت بوده است . »
بر اهل دانش پوشيده نيست كه هدف مهمّ دهلوى از اين سخن ، فرو كاستن از قدر و مرتبت امام عليه السلام [ و نفى كمالات نبوى از آن حضرت ] است و يادكرد كمالات ولوى ، به عنوان ويژگى حضرتش - بر خلاف دهلوىِ پدر - جز براى فريفتن و هلاك كردن تودهها نيست .
اهل فضل به خوبى ، مىدانند كه شيخ فريدالدين عطّار نيشابورى - كه از مشايخ صوفيّه است - حديث تشبيه را در يكى از سرودههايش تضمين و حكيم سنايى در شعرى ، امير مؤمنان عليه السلام را به نوح تشبيه كرده است .
نيز برخى از بزرگان صوفيّه ، همچون سيّد على همدانى و امير م لّا در شمار راويان حديث تشبيهاند و حتّى سيّد على همدانى حديثى را روايت كرده كه نشان مىدهد امام عليه السلام نود خصلت از خصال پيامبران را - كه در كسى غير از او جمع نشده - در خود گرد آورده است .
همچنين حافظ ابونعيم اصفهانى - كه از پيشوايان صوفيّه است و اين امرى است روشن - و طالقانى از كسانىاند كه حديث تشبيه را با ذكر سند ، در كتابهايشان آوردهاند . شگفت آنكه دهلوى چنين سخنى را به محقّقان صوفيّه نسبت مىدهد ؛