شدهاند ، به كار مىگيرد .
بالاتر از اين ، او در ردّ دلالت حديث تشبيه ، از تشبيه استفاده و برابرى و مطابقت را از آن اراده مىكند . آيا سخن او را در وجه چهارم نديدهايد ؟ وى مىنويسد :
« و همان گونه كه تشبيه با ادات شناختهشدهاش - مانند : ك و كأنّ و مثل - انجام مىگيرد ، با اين اسلوب هم صورت مىپذيرد ؛ آن گونه كه در علم بيان آمده است : هر كه مىخواهد به ماه شب چهاردهم بنگرد ، روى فلانى را ببيند . »
دهلوى در همين عبارت ، در سه جا ، تشبيه به كار برده و از آن مطابقت را اراده كرده است :
نخست
: « كما يكون . . . : همان گونه كه . . . » ؛ زيرا بىگمان ، « كما يكون » از الفاظ تشبيه است و ترديدى نيست كه مراد وى مطابقت است ؛ نه چون تشبيه خاك به مشك .
دوم
: مثل الكاف و كأنّ و . . . : مانند ك و كأنّ و . . . .
سوم
: كما تقرّر في علم البيان . . . : آن گونه كه در علم بيان آمده است . . . .
و اگر خوانندهء گرامى در ديگر سخنان او نيك بينديشد ، موارد ديگرى را نيز به دست خواهد آورد .
اشكال و پاسخ - 6
يادآورى سخن دهلوى : « و تشبيه خاك صحن پادشاهان به مشك و سنگريزههايش به مرواريد و ياقوت ، در اشعار رايج و مشهور است . »
عدم جواز حمل سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله بر كلام ركيك
به تحقيق ، اين تعصّب از پيروى و تقليد چشمبستهء دهلوى از كابلى ، سرچمشه مىگيرد . آيا سخن شريفترين آفريدگان در ميان پيشينيان و پسينيان ، با اشعار شاعران و تمثيلات خرافى و گزاف آنان قياس مىشود ؟ ! مفاد اين سخن ، تنها اين است كه هيچ شباهتى ميان اميرالمؤمنين و پيامبران در اوصافشان نيست ، چه رسد به برابرى . پناه بر خدا !