آوردن امور رعيّت ، پرداختهاند . »
سخن بالا فرع بر آن است كه شيخين داراى كمالات انبيا باشند و اين خود بر تمام بودن تشبيه آن دو به پيامبران ، مبتنى است . بنابراين ، تشبيه سرور ما اميرالمؤمنين عليه السلام به پيامبران ، به وجود اوصاف ايشان در آن حضرت ، به همان اندازهاى كه در آنان است ، دلالت مىكند .
اشكال و پاسخ - 2
يادآورى سخن دهلوى : « تشبيه همان گونه كه با ادات شناختهشدهاش - مانند : ك و كأنّ و مثل - انجام مىگيرد ، بدين اسلوب هم صورت مىپذيرد . در علم بيان نيز مثالهايى از اين دست آمده است : مَنْ أرادَ أنْ يَنْظُرَ إلَى الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ ، فَلْيَنْظُرْ إلى وَجْهِ فُلانٍ : هر كه مىخواهد به ماه شب چهاردهم بنگرد ، روى فلانى را ببيند . و اين از اقسام تشبيه است . »
چون عينيّت ( اين همانى ) محال است ، حديث تشبيه به برابرى حمل مىشود .
در كجا مىتوان يافت كه اين سخن و مانند آن ، در شمار تشبيه آمده باشد ؟ ما در كتابهاى علم بلاغت ، مانند : « مفتاح » و شروحش و « تلخيص المفتاح » و شروح آن ، چيزى را كه مؤيّد اين دعوى باشد ، پيدا نكرديم . پس اين دعوى بى دليلى است .
پيشتر نيز گذشت كه آنچه از اين سخن و مانند آن به ذهن مىرسد ، عينيّت است .
آرى ، بدان سبب كه در اين حديث شريف ، اين همانى و عينيّت ممكن نيست ، چارهاى نيست جز آنكه حديث به نزديكترين معنا به عينيّت كه همان برابرى است ، حمل شود . گويى پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : هر كه مىخواهد دانش آدم را ببيند ، على را بنگرد ؛ چرا كه على در دانش ، با آدم برابر است ؛ يا اينكه : در علم همانند اوست . پس با تقدير گرفتن واژهء « مثل » و مانند آن ، معناى كامل حديث روشن و مقصود آن ، به نيكى ، آشكار مىشود .
تفتازانى مىگويد : ادات تشبيه عبارتاند از :
1 . ك و كأنّ : گاهى اين ادات در هنگام ظنّ به ثبوت خبر ، بدون آنكه مقصود