نيكويى ، از معانى حديث پرده برداشته و حقايق آن را در عبارات كوتاه ، آشكار كرده است . با سخنان وى ، وجه احتجاج شيعه روشن مىگردد و نهايت تعصّب دهلوى هويدا مىشود . همو كه پنداشته است اين حديث تنها در بردارندهء تشبيهى محض است ؛ بسان تشبيه خاك و سنگريزه به مرواريد و ياقوت ، همچون تشبيهات پوشالى و تمثيلات گزاف .
علاوه بر اين ، نبايد سخنان ابن طلحه و گنجى شافعى و شهابالدين احمد را در بيان معنى اين حديث از ياد برد ؛ چرا كه گفتار اينان ، همانند سخن محمّد بن اسماعيل ، روش اماميّه را مىرساند و اثبات مىكند .
7 . اعتراف ابوبكر به دلالت حديث
اگر طرف مقابل ما هيچ يك از دلايل ياد نشده را نپذيرد ، بايد بداند كه برخى از نقلهاى حديث تشبيه ، اعتراف ابوبكر را به دلالت اين حديث به برابرى اميرالمؤمنين عليه السلام با پنج پيامبر ياد شده - كه درود خدا بر آنان باد - و برترى وى از ايشان ، در بر دارد . در مناقب خوارزمى آمده است :
شهردار به طريق اجازه ، براى من روايت كرد : ابوالفتح ، عبدوس بن عبداللَّه بن عبدوس همدانى به طريق اجازه ، در شهر اصفهان ، از شريف ابوطالب ، مفضّل بن محمّد بن طاهر جعفرى ، از حافظ ابوبكر ، احمد بن موسى بن مردويه بن فورك اصفهانى ، براى ما نقل كرد : محمّد بن احمد بن ابراهيم ، از حسن بن على بن حسين سلوى ، از سويد بن مسعر بن يحيى از حارث اعوَر ، پرچمدار على ، روايت كرد : اين خبر به ما رسيده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان گروهى از اصحاب خود فرمود :
أُريكُمْ آدَمَ في عِلْمِهِ وَ نُوحاً في فَهْمِهِ وَ إبْراهيمَ في حِكْمَتِهِ .
دانش آدم و فهم نوح و حكمت ابراهيم را به شما خواهم نماياند .
زمانى نگذشت كه على به آن جمع وارد شد . پس ابوبكر گفت : يا رسول اللَّه ! آيا مردى را با سه تن از فرستادگان الاهى مقايسه كردى ؟ آفرين به اين مرد ! اى پيامبر ! اين مرد كيست ؟