رسول صلى الله عليه و آله عرض كرد : مردى را با سه تن از فرستادگان الاهى مقايسه كردى ؟ و معناى قِسْتَ ( / مقايسه كردى ) ساوَيْتَ ( برابر ساختى ) است ؛ زيرا قياس كسى با ديگرى به معناى برابر ساختن آن دوست .
شريف جرجانى در اين باره مىگويد : قياس در لغت ، به معناى اندازهگذارى است . گفته مىشود : نعل را با نعل قياس كردى ؛ يعنى : آن را اندازه گذاردى و برابر ساختى . همچنين قياس به معناى بازگردانيدن چيزى به مانند خود است . « 1 »
جوهرى نيز مىنويسد : هر گاه چيزى را به مانندش اندازهگذارى كنم ، مىگويم :
چيزى را به ديگرى يا با ديگرى قياس كردم . اين فعل اجوف يائى و مصدر آن قيس و قياس است ؛ البتّه به گونهء اجوف واوى و با مصادر قوس و قياس نيز به كار رفته است .
مقدار و مقياس هم معنىاند . اين مادّه به باب افعال نمىرود ؛ ليكن به باب مفاعله مىرود ( براى سنجش دو امر ) . مفاعلهء اين مادّه ، گاه به معناى ثلاثى مجرّد است .
باب افتعال از اين مادّه ، به معناى پيروى و اقتداست . « 2 »
در قاموس فيروزآبادى نيز قياس چيزى به چيزى يا با چيزى ، به معناى اندازه كردن آن با همانندش آمده است . « 3 »
ابن اثير مىگويد : در حديث ابوالدرداء آمده است : « خَيْرُ نِسائِكُمْ الَّتي تَدْخُلُ قيساً وَ تَخْرُجُ ميساً . » مقصود آن است كه در هنگام راه رفتن ، گامهاى زنان با هم مقايسه مىشوند ؛ پس بسان زنان احمق گام نزنند و خيلى كند نيز قدم برندارند ؛ بلكه معتدل و ميانهرو ، راه بروند ؛ به گونهاى كه گامهايشان برابر باشند . « 4 »
شگفتا از دهلوى ! چگونه حديث را بر تشبيه حمل مىكند ؟ ! آيا اين جز ردّ ابوبكر و منسوب كردن او به بىخردى است ؟ ! بله ! دهلوى به صراحت - در سخنى كه به زودى از او نقل خواهد شد - هر كه را از اين حديث ، برابرى بفهمد ، سفيه
هامش
( 1 ) . التعريفات / 78 .
( 2 ) . صحاح ، موادّ قوس و قيس .
( 3 ) . قاموس ، مادّهء قيس .
( 4 ) . نهايه ، مادّهء قيس .