پاسخ دليل سوم قاضى اين است كه خداى متعال فرستادهء خاتم را به پيروى از همهء پيامبران پيشين در تمامى اوصاف نيك و خويهاى شريف ، دستور داده است و اين نه تنها پايينتر بودن مرتبت حضرتش را از ايشان به دنبال ندارد ، بلكه - بر اساس آنچه پس از اين و به زودى بيان خواهد شد - والاتر بودن مرتبت آن حضرت را از همهء پيامبران ، در پى خواهد داشت .
بنابراين ، بر پايهء آنچه گفتيم ، دلالت اين آيه به اينكه شريعت پيامبران پيشين ما را ملزم مىكند ، ثابت مىشود .
مسئلهء دوم
: دانشمندان به همين آيه احتجاج كردهاند كه پيامبر ما از همهء پيامبران ، برتر است . اينك استدلال ايشان :
پيشتر گفتيم كه خصال كمال و ويژگيهاى شرف در همهء پيامبران پراكنده است ؛ به گونهاى كه :
داوود و سليمان از سپاسگزاران نعمت بودند ؛
ايّوب از شكيبايان در گرفتارى بود ؛
يوسف اين هر دو ويژگى را در خود گرد آورده بود ؛
موسى شريعت استوار و چيره و معجزات آشكار و روشن داشت ؛
زكريّا و يحيى و عيسى و الياس ، در شمار زاهدان بودند ؛
اسماعيل قرين صدق و راستى بود ؛
و يونس از اصحاب ناله و زارى به درگاه خدا به شمار مى رفت ؛
و خداى متعال تنها از اين رو از تك تك اين پيامبران نام برده كه در هر يك ايشان صفت معيّنى از اوصاف ستوده و شريف ، چشمگير بوده است و پس از يادكرد همهء آنان ، محمّد صلى الله عليه و آله را به پيروى از تمامى ايشان دستور داده است . گويا خداى حكيم به محمّد صلى الله عليه و آله فرمان مىدهد كه همهء خويهاى پرستش و فرمانبرى را - كه در همهء پيامبران به گونهء پراكنده موجود است - در خود گرد آورد . و وقتى خداىْ تعالى چنين دستورى به پيامبر داده ، محال است كه آن حضرت در انجام آن و به دست آوردن آنچه بدان مأمور شده است ، كوتاهى كند . بنابراين ، ثابت مىشود كه