توفيق خداست تا الاهيان به وسيلهء تو راه راست را بپيمايند . »
نيز اماميّه ، همگى روايت كردهاند : وقتى كه ابوحنيفه بر خليفهء وقت ، ابوجعفر ، منصور عبّاسى وارد شد ، عيسى بن موسى كه نزد خليفه بود ، گفت : اى اميرمؤمنان ، امروز ، اين مرد داناى جهان است . منصور گفت : اى نعمان ، اين علوم را از كه فرا گرفتهاى ؟ گفت : از على به واسطهء اصحابش و از عبداللَّه بن عبّاس به وسيلهء اصحاب او . پس منصور گفت : اى جوانمرد ، مرا به خودت مطمئن ساختى .
همچنين ، در كتابهاى شيعه آمده است : ابوحنيفه در مسجدالحرام نشسته بود .
انبوهى از مردمان - كه از سراسر گيتى آمده بودند - پيرامونش را گرفته بودند و دربارهء هر چيزى از وى مىپرسيدند و او پاسخ مىگفت . گويا پاسخ سؤالات در آستينش بود و از آن بيرون مىآورد و به دست پرسشگر مىداد . امام صادق عليه السلام سررسيد و نزد او ايستاد . ابوحنفيه كه از آمدن آن حضرت آگاه شد ، برخاست و گفت : اى فرزند رسول خدا ، اگر همان گاه نخست كه آمدى ، متوجّه حضورت مىشدم ، درنگ نمىكردم و برمىخاستم ؛ خدا نبيند كه من نشسته باشم و شما ايستاده باشيد .
حضرت صادق عليه السلام به دو فرمود : « بنشين اى ابوحنيفه و مردمان را پاسخ گو ؛ چرا كه براى انجام همين كار محضر پدران مرا درك كردى . »
اين دو خبر در شرح تجريد ابن مطهّر حلّى ، در مسئلهء برترى حضرت امير ، آمده است .
هرگاه شيطان شيعيان را وسوسه كند و آنان بگويند : اگر ابوحنيفه و ديگر مجتهدان اهل سنّت شاگردان حضرات ائمّهاند ، چرا در مسائل بسيارى بر خلاف ايشان فتوا دادهاند ، خواهم گفت : پاسخ اين پرسش در « مجالس المؤمنين » قاضى نوراللَّه شوشترى آمده است . وى مىنويسد : ابن عبّاس شاگرد حضرت امير بود . او به مرتبهء اجتهاد رسيده بود و در پيشگاه امير مؤمنان ، اجتهاد مىكرد و در برخى مسائل ، با آن حضرت مخالفت مىنمود ؛ ليكن ايشان در آن امور ، اعتراضى به دو نمىكرد . »
اين سخنان دهلوى ، بهتنهايى ، دروغهايى شگفت و بافتههايى عجيب
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٧٥