باب يازدهم « التحفة » - كه دروغهاى پرشمارى را در بردارد - بسنده مىكنيم :
« هرگاه ما نيك بنگريم ، خواهيم ديد كه سران اهل سنّت ، علم خويش را در فقه و اصول و سلوك و حتّى تفسير و حديث ، از اهل بيت فراگرفتهاند و به شاگردى در نزد ايشان نامبردار بودهاند . اهل بيت نيز همواره با نرمى و گشادهرويى با اينان روبرو مىشدند و حتّى آنان را بشارت مىدادند . اينها همه ، در كتابهاى اماميّه مذكور است و دانشمندان بزرگ شيعه اين حقايق را بر زبان آوردهاند ؛ بدان سبب كه ديدهاند پنهان ساختنشان ممكن نيست . ابن مطهّر حلّى در « نهج الحقّ » و « منهج الكرامة » اعتراف كرده كه ابوحنيفه و مالك از [ امام ] صادق دانش آموختهاند و شافعى شاگرد مالك است و احمد حنبل شاگرد شافعى و . . . . همچنين ابوحنيفه نزد [ امام ] باقر و زيد شهيد ، درس آموخته است .
شيعيان بر اين باورند كه در عصر غيبت امام ، بايد از مجتهدان فرمان بُرد . پس چگونه است كه مذهب مجتهدى كه نزد امامان حاضر شده و از ايشان اجازهء اجتهاد و فتوا گرفته است ، شايستهء پيروى نيست ؟ ! بىگمان ، بنابر اعتراف شيخ حلّى ، [ امام ] باقر و زيد شهيد و [ امام ] صادق به ابوحنيفه اجازهء فتوا دادهاند . بنابراين ، ابوحنيفه به سخن صريح امام ، همهء شرايط فتوا را در خود فراهم آورده است . از اين رو ، به ويژه در زمان غيبت ، هر كه او را رد كند ، امام معصوم را رد كرده و اين كفر است . پس مذهب اين مجتهد به اخذ و پيروى از مذهب ابن بابويه و ابن عقيل و ابن معلّم ( / شيخ مفيد ) شايستهتر است .
اگر اخبار اهل سنّت در اين باره ، نزد شيعيان پذيرفته نيست ، از پذيرش اخبار خود در اين زمينه ، گريزى نخواهند داشت . ابوالمحاسن ، حسن بن على ، با اسنادش از ابوالبحترى نقل مىكند كه وى گفت : ابوحنيفه به نزد حضرت صادق عليه السلام آمد ؛ چون حضرتش به دو نگريست ، فرمود : « گويا مىنگرم تو سنّت جدّم را پس از فرسودگى ، زنده مىگردانى و بدين گونه ، پناهگاه بيچارگان و فريادرس غمزدگان مىشوى . سرگردانان ، آن گاه كه نمىدانند كدام سوى روند ، به وسيلهء تو راه مىپويند و به هنگام سرگشتگى ، تو آنان را به راه روشن ، رهنمون خواهى شد . اين كمك و
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 274
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٧٤