ناراستى اين دعوى روشن شد . خداى را سپاس !
كج فهمى سخن علّامهء حلّى توسّط معترضان
دعوى دهلوى مبنى بر اينكه ع لّا مهء حلّى حديث تشبيه را به بغوى نسبت داده است ، از بدفهمى سرچشمه مىگيرد . نخستين كسى كه دچار اين بدفهمى و اشتباه شد ، فضل بن روزبهان ( نويسندهء ردّيه بر « نهجالحقّ » ع لّا مهء حلّى ) است .
سپس كابلى ( صاحب « الصواقع » ) و دهلوى و قاضى ثناء اللَّه هندى ، او را در اين سخن پيروى كردند .
براى آنكه حقيقت امر آشكار شود ، سخن ع لّا مهء حلّى - طاب ثراه - را در « نهج الحقّ و كشف الصدق » مىآوريم . وى مىنويسد :
« مطلب دوم : دانش . مردمان همه ، بدون استثنا ، در معارف حقيقى و علوم يقينى و احكام شرعى و قضاياى نقلى ، ريزهخوار على عليه السلام هستند ؛ چرا كه وى در كمال هوشمندى ، به فراگيرى دانش اشتياق مىورزيد و همراهى شبانهروزى او با رسول خدا صلى الله عليه و آله - در حالى كه حضرتش مهربانترين مردم به دو بود - به هم نمىخورد .
بنابراين ، على عليه السلام بايد از ديگران داناتر باشد .
پيامبر صلى الله عليه و آله در حقّ او فرموده است : داناترين شما به داورى ، على است ؛ و داورى به دانش و دين ، نيازمند است . ترمذى در صحيحش نقل مىكند كه نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : منم شهر علم و علىّام در است . بغوى در صحاح مىنويسد : رسول خاتم فرمود : من سراى حكمت هستم و على در آن است . نيز دربارهء او از ابوالحمراء نقل شده است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه مىخواهد دانش آدم و فهم نوح و زهد يحيى بن زكريّا و صلابت موسى بن عمران را ببيند ، على بن ابىطالب را بنگرد . همچنين ، بيهقى با اسناد خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين روايت كرده است : هر كه مىخواهد دانش آدم و تقواى نوح و بردبارى ابراهيم و شكوه موسى و بندگى عيسى را بنگرد ، على بن ابىطالب را نظاره كند . »
اين نصّ سخن ع لّا مه ، ابن مطهّر حلّى است و در آن بههيچ وجه ، به صراحت يا