ما هيچ بعيد نمىدانيم كه جانبداران دهلوى به چنين عذرى واهى پناه برند ؛ چرا كه مىبينند ابن تيميّه ، پيشواى آنان در ستيزهجويى و دشمنى و انكار حقايق و فضائل استوار ، وجود اين حديث را در آثار بيهقى انكار نمىكند ؛ زيرا مىداند كه اين حديث در آثار وى آمده است و به همين سبب ، ناچار مىشود كه به تضعيف بيهقى بپردازد . ابن تيميّه در پاسخ به سخن ع لّا مهء حلّى در استناد به حديث تشبيه براى اثبات افضليّت اميرمؤمنان عليه السلام مىنويسد :
پاسخ : اوّلًا : سند اين حديث كجاست ؟ زيرا بيهقى - آن گونه كه عادت وى و ديگر اهل حديث است - در موضوع فضائل ، احاديث ساختگى و ضعيفى را نقل مىكند . ثانياً : بىگمان ، اين حديث نزد حديث شناسان ، دروغى است كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله بستهاند و از همين روست كه آنان ، با آنكه بر گردآورى فضائل على حريص بودهاند ، اين حديث را ياد نكردهاند . كسانى مانند : نسائى كه فضائل على را در كتاب جداگانهاى به نام « الخصائص » گرد آورد و ترمذى كه احاديث پرشمارى را در فضائل وى ياد كرده است - كه در ميان آنها احاديث ضعيف و ساختگى نيز وجود دارد - اين حديث و مانند آن را ذكر نكردهاند . « 1 »
مىبينيد كه ابن تيميّه با اتّهام ضعف و ساختگى بودن ، حديث تشبيه را مىراند و بيهقى و همگنانش را به روايت احاديث ضعيف و ساختگى ، متّهم مىكند .
بنابراين ، اگر ع لّا مهء حلّى در نسبت دادن اين حديث به بيهقى صادق نبود ، ابن تيميّه در ردّ سخن او بر همين امر تأكيد مىكرد و پاى مىفشرد ؛ ليكن وى با تمام تعصّب و دشمنى ، وجود اين حديث را در آثار بيهقى مىپذيرد و نيز دلالت آن را به افضليّت اميرمؤمنان عليه السلام نفى نمىكند و آن را در شمار تشبيهاتى كه شاعران براى ستايش افراد به كار مىبرند ، قرار نمىدهد . دهلوى امّا ، وجود اين حديث را در كتابهاى بيهقى و بلكه در ديگر آثار اهل سنّت ، هر چند با سندى ضعيف ، انكار مىكند و آن را در رديف زيادهگويىهاى شاعران و تشبيهات شاعرانه مىنهد .
هامش
( 1 ) . منهاج السنّه 5 / 510 .