دامن صاحبش را مىگيرد . » « 1 »
اشكال و پاسخ - 4 ( انكار روايت بيهقى و پاسخ بدان )
دهلوى مىگويد : « اين حديث از احاديث اهل سنّت نيست و ابن مطهّر حلّى آن را در كتابهايش نقل كرده و يك بار آن را به بيهقى و بار ديگر به بغوى نسبت داده است ؛ در حالى كه در آثار ايشان اثرى از اين حديث نيست . »
همان گونه كه گذشت ، پيش از ع لّا مهء حلّى ، گروهى از دانشمندان ما نظير : اربلى ، مؤلّف « كشف الغمّة » ، ابن شهرآشوب سروى ، نويسندهء « مناقب آل أبيطالب » و ابن بطريق ، صاحب « العمدة » حديث تشبيه را روايت كردهاند ؛ بنابراين ، جز تقليد از كابلى ، هيچ دليلى وجود ندارد كه نقل اين حديث ، تنها به ع لّا مهء حلّى نسبت داده شود .
ع لّا مهء حلّى حديث تشبيه را در « منهاج الكرامة في الإمامة » در بحث اعلميّت امير مؤمنان عليه السلام از بيهقى نقل مىكند . وى مىنويسد : بيهقى در كتاب خود ، با ذكر سند ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده است :
مَنْ أرادَ أنْ يَنْظُرَ إلى آدَمَ في عِلْمِهِ وَ إلى نوحٍ في تَقْواهُ وَ إلى إبْراهيمَ في خُلَّتِهِ وَ إلى مُوسى في هَيْبَتِهِ وَ إلى عيسى في عِبادَتِهِ ، فَلْيَنْظُرْ إلى عَليِّ بْنِ أبيطالِبٍ .
هر كه مىخواهد دانش آدم و تقواى نوح و دوستى ناب ابراهيم با خدا و شكوه موسى و بندگى عيسى را بنگرد ، على بن ابىطالب را نظاره كند .
و بدينگونه ، پيامبر صلى الله عليه و آله آنچه در ديگران پراكنده است ، در او فراهم آورده است .
ع لّا مه در « نهج الحق » نيز اين حديث را از بيهقى روايت كرده است . اين حديث ،
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) / 43 .