بود . حافظ عبدالغافر بن اسماعيل در تاريخش مىنويسد : بيهقى شيوهء دانشمندان را در پيش گرفت و به اندكى قناعت كرد و در عين زهد و ورع ، نكو حال مىنمود .
كنيهء بيهقى ابوبكر است . وى فقيه ، حافظ ، اصولى ، ديندار و پرهيزگار و در حفظ احاديث ، يگانهء عصر خويش و در اتقان و ضبط ، يكتاى اقرانش بود . او از بزرگترين شاگردان حاكم نيشابورى است و در دانشهاى گوناگونى ، از حاكم برتر است . وى از كودكى به نگارش و حفظ حديث پرداخت و سپس فقه و دانش اصول را بياموخت و سرآمد همگنان شد .
بيهقى [ براى فراگيرى علم ] به عراق و جبال و حجاز كوچيد و كتابهاى فراوانى نوشت . شمارهء آثارش - كه پيش از او مانند آنها وجود نداشت - به هزار جزء مىرسد .
وى دانش حديث و فقه و مشكلات احاديث و وجوه جمع ميان آنها را در خود گرد آورد . پيشوايان از او خواستند كه براى شنيدن كتابهاى حديث از وى ، از بيهق به نيشابور بيايد . او در سال 441 به نيشابور رفت و نيشابوريان برايش مجلسى جهت تدريس كتاب « المعرفة » ترتيب دادند كه امامان مذهب در آن حاضر مىشدند .
شيخ القضات ، ابوعلى ، اسماعيل بن بيهقى از پدرش نقل مىكند كه وى گفت :
آن گاه كه نگارش كتاب « المعرفة من السنن و الآثار » را آغاز كردم و برخى از بخشهاى آن را به پايان بردم ، از فقيه ، محمّد بن احمد - كه از شاگردان نيك من و راستگوترين آنان بود و از همهء ايشان بيشتر قرآن مىخواند - شنيدم كه مىگفت : « شافعى - رحمه اللَّه - را در خواب ديدم . وى بخشهايى از اين كتاب را در دست داشت و آن را ستايش مىكرد و مىگفت : امروز هفت جزء از كتاب فقيه را نوشتم ( يا خواندم ) و ديدمش كه به آن كتاب ، توجّه ويژه داشت . » وى همچنين گفته است : « در پگاه همان روز ، به فقيه ديگرى از برادران شافعىام برخوردم كه بر تختى در مسجد جامع نشسته بود و چنين مىگفت : امروز احاديث فلان و فلان را از كتاب فقيه آموختم . »
همو از پدرش آورده است : پدرم به ما گفت : شنيدم كه فقيه محمّد بن عبدالعزيز مروزى مىگفت : « در خواب ديدم كه تابوتى به آسمان مىرفت و نور آن را فرا گرفتهبود . پرسيدم : اين چيست ؟ گفتند : كتابهاى احمد بيهقى . » شيخ القضات در ادامه مىافزايد : اين سه داستان را خود نيز از سه تنِ يادشده شنيدم .
آرى ، اين رؤيا راست است ؛ چرا كه نوشتههاى بيهقى بسيار ارجمند و پر فايده است و كم كسى يافت مىشود كه به خوبى امام بيهقى ، كتابهايى نگاشته باشد . پس
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٦١