جانب پادشاهان ، نامه مىنوشت . وى در مدرسهء امينيّهء دمشق اقامت گزيد و ملك ناصر ، حاكم دمشق ، او را به وزارت خود انتخاب كرد و وى را به پذيرش اين منصب ، دستور داد ؛ ليكن ابن طلحه از دربار او بيرون رفت و عذرخواست و وزارت را از او نپذيرفت . پس تنها دو روز در لباس وزارت ماند و سپس اموال و دارايىاش را رها كرد و جامهء خويش را تغيير داد و رفت و كسى از جايش آگاه نشد .
ابن طلحه در طول حياتش ، به شنيدن و نقل حديث پرداخت و سرانجام در بيست و هفتم ماه رجب سال 652 در حالى كه بيش از هفتاد سال داشت ، در شهر حلب ، چشم از جهان فروبست . صاحب « العبر » او را ياد كرده است . « 1 »
شرح حال اسنوى
ابن قاضى شهبه در شرح حال اسنوى مىنويسد :
پيشواى ع لّا مه ، جمالالدين ، ابومحمّد ، عبدالرحيم بن حسن بن على بن عمر بن على بن ابراهيم ، همو كه الفاظ را پيراست و معانى را استوار ساخت ، صاحب آثار مشهور و مفيد ، در ماه رجب سال 704 در اسنا زاده شد و در سال 721 به قاهره پاى نهاد و به يادگيرى حديث و انواع دانش پرداخت . وى فقه را از زنكلونى و سنباطى و سبكى و جلالالدين قزوينى و وجيزى و ديگران آموخت و نحو را از ابوحيّان فراگرفت و « التسهيل » را نزد او خواند .
اسنوى خود در طبقات مىنويسد : با شيخ فلان ( نام كامل او را ياد مىكند ) بحث مىكردم كه سرانجام مرا گفت : هيچ كس را به سنّ و سال تو شيخ نخوانده بودم !
وى دانشهاى عقلى را از قونوى و شوشترى و ديگران بياموخت و از سال 727 بر كرسى تدريس و افاده نشست و در اقبغاويّه و ملكيّه و فارسيّه و فاضليّه ، درس داد و در مسجد جامع ابن طولون ، تفسير قرآن گفت . سپس عهدهدار وكالت بيتالمال و منصب حِسبه ( محتسبى ) شد ؛ ليكن پس از چندى آن را رها كرد و از وكالت نيز بر كنار گشت و بدينگونه ، به دانش و نگارش پرداخت و در شمار مشايخ مهمّ قاهره
هامش
( 1 ) . طبقات الشافعيّه 2 / 70 .