تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
دانش ، سفر كرد و كوچيد و به حضور مشايخ رسيد و حديث شنيد و نقل كرد و در هر علمى نوشته‌اى از خود بر جاى نهاد و گروه پرشمارى از وى روايت كرده‌اند و در عراق با امام ابوموسى مدينى و طبقهء او همراه بود ، به اسناد مسلسل خود - كه به امام ، حافظ ابوبكر بن مردويه ، مىانجامد - نقل و حديث دوم را به اسنادى كه به پيشواى پرهيزگار ، حافظ ابونعيم اصفهانى ، مىرسد ، روايت كرده است . حديث نخست را امام شمس‌الدين ، محمّد بن حسن بن يوسف انصارى زرندى نيز - كه در حرم شريف نبوى محدّث بود - از ابن عبّاس - رضي اللَّه تعالى عنهما - نقل كرده است . سيّد شهاب‌الدين دربارهء نامهاى اميرالمؤمنين مىنويسد : از نامهاى او مقيم الحجّة ( برپاىدارندهء حجّت ) است . از ابن مسعود رضى الله عنه نقل شده كه وى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه حضرتش فرمود : هر آينه ، آن گاه كه خدا آدم را بيافريد و از روح خويش در او دميد ، آدم عطسه كرد ؛ پس گفت : سپاس و ستايش خداى راست ، پروردگار جهانيان . از اين روى ، خداىْ تعالى به او وحى كرد و مژدهء آمرزش به دو داد و فرمود : اى آدم ، سر خويش بالا بگير و بنگر . آدم سرش را بالا آورد و ناگاه ديد كه بر عرش نوشته شده است : معبودى جز خدا نيست ؛ محمّد پيامبر رحمت است ؛ على برپاىدارندهء حجّت است و هر كه حقّ او را بشناسد و گردن نهد ، پاك و پاكيزه خواهد شد و هر كه حقّ وى را نشناسد و نپذيرد ، از رحمت به دور و نوميد خواهد گشت . به بزرگى و شكوهم سوگند ياد مىكنم ، هر كه على را دوست بدارد - هرچند مرا نافرمانى كرده باشد - به بهشتش درآورم و هر كه او را نافرمانى كند - اگر چه مرا فرمان برده باشد - به دوزخش در افكنم . اين حديث را جناب محيى السنّه ، يعنى صالحانى ، نقل كرده است .

20 . روايت ابن طلحهء شافعى

از ديگر راويان حديث تشبيه ، كمال‌الدين ، ابوسالم ، محمّد بن طلحهء شافعى است . وى مىگويد : از جمله مناقب على بن ابىطالب ، حديثى است كه امام بيهقى در كتابى كه دربارهء فضائل صحابه نگاشته ، به سلسله سندى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله