الْقِتالَ : و خدا [ زحمت ] جنگ را از مؤمنان برداشت . » « 1 » را اين گونه مىخواند : خدا [ زحمت ] جنگ را به وسيلهء على بن ابىطالب از دوش مؤمنان برداشت .
مطلب بالا در روايت اعمش از ابووائل نيز آمده است و راوى اين دو حديث امام صالحانى است .
از محمّد بن على بن الحسين نقل كردهاند كه ايشان به واسطهء پدرش از نياى خود روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
من و على ، چهارده هزار سال پيش از آنكه خدا آدم را بيافريند ، نورى بوديم در پيشگاه وى . پس آن هنگام كه خدا آدم را آفريد ، اين نور را در صلب او داخل كرد و همواره ، آن را از صلبى به صلب ديگر منتقل مىساخت تا آنكه در صلب عبدالمطّلب مستقرّش ساخت . پس آن نور را دو بخش فرمود ؛ بخشى در صلب عبداللَّه و بخشى در صلب ابوطالب . بنابراين ، على از من است و من از او هستم . گوشت وى گوشت من و خون او خون من است و هر كه او را دوست بدارد ، به سبب محبّت من او را دوست مىدارد و هر كس كه با وى دشمنى كند ، به سبب دشمنى با من ، دشمن اوست .
از جابر رضى الله عنه نقل شده است : پيامبر صلى الله عليه و آله در عرفات بود و در حالى كه على - كرّم اللَّه وجهه - روى در روى آن حضرت داشت ، فرمود :
على جان ! نزديك بيا و دستت را در دست من بگذار . اى على ، من و تو از درختى آفريده شدهايم كه من ريشه و تو تنه و حسن و حسين شاخههايش هستند ؛ هر كه به بخشى از آن در آويزد ، خداى به بهشتش خواهد برد .
حديث نخست را سعدالدين ، ابوحامد ، محمود بن محمّد ، همو كه در طلب
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) / 25 .