وجود فروتنى ، بسيار با وقار و با هيبت بود . بارى ، اوصاف نيكوى او پرشمار و مناقبش فراوان است و اين كتاب ، گنجايش ذكر همهء آنها را ندارد . « 1 »
- ذهبى
: سلطان نورالدين ، پادشاه دادگر ، ابوالقاسم ، محمود بن اتابك زنكى بن اقسنقر ، پس از پدرش ، حاكم حلب شد و سپس دمشق را به تصرّف درآورد و بيست سال ، آنجا را تحت فرمانروايى خود داشت . وى در ماه شوّال 511 به دنيا آمد و بزرگترين و دادگسترترين و ديندارترين و جنگجوترين پادشاهان در راه خدا و سعادتمندترين آنان در دنيا و آخرتش به شمار مىرفت . او بارها فرنگيان را در جنگ ، مغلوب كرد و تلخى شكست را در كام آنان ريخت .
خلاصه آنكه ، خوبيهايش از خورشيد روشنتر و از ماه نيكوتر است . وى گندمگون و بلند قامت و نمكين بود و ريشى اندك « 2 » داشت و بسيار با هيبت و فروتن و پاك زبان و خردمند و انديشمند و خدا ترس و دور از تكبّر بود . مانندش در نيكانِ بزرگ كم است ، چه رسد به پادشاهان . خدا فرجامش را با شهادت رقم زد و پاداش نيك و فزونى بخشيدش . وى در يازدهم ماه شوّال ، به سبب بيمارى خوانيق ، در گذشت . « 3 »
19 . روايت ابوحامد صالحانى
بنا بر آنچه در كتاب « توضيح الدلائل » آمده ، ابوحامد ، محمود صالحانى ، نيز حديث تشبيه را روايت كرده است ( در سلسلهء ناقلان ، نام حافظ ابوسليمان هم به چشم مىخورد ) :
حارثِ اعوَر ، پرچمدار اميرالمؤمنين - كرّم اللَّه وجهه - مىگويد : اين خبر به ما رسيده است كه پيامبر - صلّى اللَّه عليه و على آله و بارك و سلّم - در ميان گروهى از
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، حوادث سال 569 .
( 2 ) . تركيّ اللّحية ، نقيّ الخدّ .
( 3 ) . العبر فى خبر من غبر ، حوادث سال 569 .