پس از نزول اين آيه ، تنها هفت روز زيست . پس آن گاه كه از منبر پايين آمد ، تب كرد و تنها هفت روز پس از آن ، زنده ماند و جمعهء بعدى از دنيا رفت و روز شنبه ، به خاك سپرده شد . اين از رخدادهاى شگفت است . گويا وى مىدانست كه زمان كوچيدن نزديك شده است .
رافعى مىافزايد : بامداد همان روز به قصد تعزيت ، از خانه بيرون شدم . به حاكمى مىانديشيدم و از مرگ او شكسته دل بودم كه ناگاه بدون قصد قبلى و بدون هيچ فكر و انديشهاى ، يك بيت شعر در ذهنم افتاد :
بَكَتِ الْعُلُومُ بِوَيْلِها وَ عَويلِها * لِوَفاةِ أحْمَدِهَا ابْنِ إسْماعيلِها
دانشها همگى با ناله و فرياد براى مرگ ابن اسماعيل ، ستودهء علوم ، گريستند .
گويا اين بيت را گويندهاى برايم خواند ! پس از آن انديشيدم و ابياتى را بر آن افزودم . اين پايان سخنان رافعى است و خدا به حقايق امور داناتر است . « 1 »
8 . داوودى
: رضىالدين ، ابوالخير ، احمد بن اسماعيل بن يوسف طالقانى قزوينى شافعى ، از دانشمندان مهمّ و سرشناس است .
ابن نجّار مىنويسد : حاكمى مهتر شافعيان بود و در مذهب و مسائل مورد اختلاف و اصول و تفسير و وعظ ، پيشوا به شمار مىآمد . وى محفوظات فراوانى داشت و حديث املا مىكرد و بر منبر وعظ مىنشست . او از كسانى چون : ابوعبداللَّه فراوى و زاهر شحامى و هبةاللَّه سندى و ابوالفتح بن بطّى ، احاديث بسيارى شنيد و از ملكداد و محمّد بن مكّى ، فقه بياموخت و در سرزمين خود و در بغداد ، به تدريس پرداخت و كتابهاى بزرگى را روايت كرد و مدّتى در نظاميّه ، عهدهدار تدريس شد . حاكمى بسيار عبادت مىكرد و نماز مىگزارد . وى دائمالذكر بود و هميشه روزه داشت و هر روز ، قرآن را ختم مىكرد .
ابن مدينى مىگويد : حاكمى در انواع علوم و شناخت حديث ، يد طولايى داشت و از اهل نظر و اطّلاع به شمار مىآمد .
هامش
( 1 ) . طبقات الشافعيّة الكبرى 6 / 7 .