تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
ابن نجّار مىگويد : حاكمى سرآمد پيروان شافعى بود و در مذهب و مسائل مورد اختلاف و اصول و تفسير و وعظ و زهد ، پيشوا به شمار مىآمد . امام رافعى در امالىاش از وى حديث نقل كرده و درباره‌اش گفته است : ابوالخير پيشوايى پربركت بود و در حفظ و گردآورى و نشر علوم دين ، به وسيلهء آموزش و موعظه و نگارش ، بهرهء فراوان داشت و پيوسته به ذكر خدا و تلاوت قرآن ، زبان مىچرخانيد . گاهى در حالى كه وى نماز مىخواند ، بر وى حديث مىخواندند . او بدانچه قارى مىخواند گوش فرا مىداد و آن گاه كه خطا مىكرد ، آگاهش مىساخت . ابن نجّار زندگىنامهء حاكمى را به شرح ، نوشته و دانش و ديندارى او را بسيار ستوده است . وى با اسناد خود ، حكايت مبسوطى را دربارهء حاكمى نقل مىكند و مىگويد كه او طىّ اين رخداد ، از نا آشنايى به عربى به آشنايى با آن رسيد . اينك خلاصهء داستان : طالقانى دربارهء خود مىگويد : آن زمان كه نزد امام محمّد بن يحيى در مدرسه به سر مىبرد ، در حفظ ، كند و ناتوان بود . عادت ابن يحيى آن بود كه هر جمعه از فقيهان آزمون مىگرفت و آنچه را در حفظ داشتند ، پرسش مىكرد و هر كس را كه در حفظ ، سست مىيافت ، از مدرسه بيرون مىانداخت و بدين گونه ، طالقانى را از مدرسه اخراج كرد . طالقانى شب هنگام ، از مدرسه بيرون مىآيد و نمىداند كه كجا برود ؛ از اين روى ، به حمّام مىرود و در تون آن مىخوابد . وى پيامبر صلى الله عليه و آله را در خواب مىبيند كه دوبار آب دهان مباركش را در دهان وى مىريزد و او را به بازگشت به مدرسه امر مىكند . او به مدرسه بازمىگردد و مىبيند كه دروس گذشته را در حفظ دارد و ذهن او جدّاً تيز و توانا شده است . روز جمعه فرا مىرسد . عادت امام محمّد بن يحيى اين بود كه همراه برخى از شاگردانش به نماز جمعه مىرفت و به شيخ عبدالرحمن اسكاف زاهد اقتدا مىكرد . طالقانى مىگويد : من نيز همراه او رفتم . هنگامى كه ابن يحيى نزد شيخ عبدالرحمن نشست ، شيخ دربارهء برخى از مسائل اختلافى ، شروع به سخن گفتن كرد و حاضران همگى ، از سر ادب خاموش بودند . من به سبب كمى سن و تندى ذهنم ، شروع كردم به اعتراض و كشاكش با او و