فروبست . وى به بغداد گام نهاد و در نظاميّه تدريس كرد و در مذهب و مسائل اختلافى و اصول و وعظ ، پيشواى ديگران بود . او كتابهاى بزرگى را روايت كرده است . كلام او به سبب روش نيكو و سخن شيرين و فراوانى محفوظاتش ، در نزد مردم رونق يافت . وى در عبادت ، قدمى استوار داشت و بىنظير و بزرگ منزلت بود و سرانجام در سال 580 به قزوين بازگشت و تا گاه مرگش در ماه محرّم سال 590 ، به عبادت پرداخت . خدايش بيامرزاد . « 1 »
4 . ابن جزرى
: ابوالخير ، احمد بن اسماعيل بن يوسف بن محمّد بن عبّاس حاكمى طالقانى قزوينى ، معلّم قرآن و صدرنشين دانشيان و نيكوكار و اهل خير بود و با دانشهاى بسيارى آشنا بود . وى نويسندهء كتاب « التبيان في مسائل القرآن » در ردّ حلوليّه و جهميّه است . حاكمى « الغاية » اثر ابومهران را نزد زاهر بن طاهر شحامى خواند و در محضر على ابراهيم بن عبدالملك قزوينى ( از ملازمان ابن معشر ) حديث آموخت . پسرش محمّد و محمّد بن مسعود بن ابىالفوارس قزوينى و الياس بن جامع و عبدان بن سعيد قصرى نزد او حديث خواندند . وى در ماه محرّم سال 590 در حدود نود سالگى ، در گذشت . « 2 »
5 . اسنوى
: شيخ ابوالخير ، احمد بن اسماعيل بن يوسف قزوينى طالقانى ، با علوم پرشمارى آشنا بود . وى در سال 511 يا 512 در قزوين ، زاده شد و نزد محمّد بن يحيى درس خواند و مُعيد « 3 » ملكداد بن على قزوينى - كه پيشتر نامش آمد - شد و حديث شنيد و براى ديگران حديث نقل كرد .
رافعى در امالى او را ياد مىكند و مىنويسد : حاكمى پيشوايى پرخير بود و در حفظ و گردآورى و نشر دانشهاى دينى ، به وسيلهء آموزش آن به ديگران و موعظه و نگارش ، بهرهء فراوان داشت . زبان او پيوسته از ذكر خداىْ تعالى و تلاوت قرآن ، تازه
هامش
( 1 ) . مرآت الجنان ، حوادث سال 590 .
( 2 ) . طبقات القرّاء 1 / 39 .
( 3 ) . كسى كه درس مدرّس را براى شاگردان تكرار و اعاده كند تا بياموزند . ( لغتنامهء دهخدا ) ( مترجم )