تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
را در قالب نظم و نثر ، آشكار ساخته‌اند و اوصاف و مراتب فضل او را بر خلاف خواست حسودان و براى مغلوب‌كردن بدخواهان ، بر زبان رانده‌اند . از جملهء آنان ، پيشواى بزرگ ، دانشمند مهتر ، داناى فاضل زيرك ، حافظ خطيب و ناقد نجيب ، ضياءالدين موفّق بن احمد مكّى است كه با سرودن اشعارى در رشتهء ستايندگان حضرتش در آمده و با ريسمان استوار اراده‌اش ، در سپهر خيرخواهان او برآمده و از دهان خود درّ و گوهر بيرون ريخته و گفته است :
أسَدُ الإْلهِ وَ سَيْفُهُ وَ قَناتُهُ * كَالظُّفْرِ يَوْمَ صيالِهِ وَ النَّابِ جاءَ النِّداءُ مِنَ السَّماءِ وَ سَيْفُهُ * بِدَمِ الْكُماةِ يُلِحُّ فيِ التَّسْكابِ لا سَيْفَ إلّا ذُوالْفِقارِ وَ لا فَتًى * إلّا عَليٌّ هازِمُ الْأحْزابِ
[ على ] شير خدا و شمشير و نيزهء اوست كه در روز حمله‌ورشدنش [ در برندگى و كوبندگى ] همچون ناخن و دندان است . در حالى كه شمشيرش به ريختن خون زره‌پوشان اصرار مىورزيد ، از آسمان ندا برخاست : شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على ، شكست‌دهندهء احزاب ، نيست . « 1 » ابوسعيد رضى الله عنه نقل مىكند كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و بارك و سلّم - براى على - رضوان اللَّه تعالى عليه - برخى از رخدادهايى را كه وى پس از وفات آن حضرت با آنها روبرو مىشود ، نقل فرمود ؛ پس على گريست و گفت : اى پيامبر ، به حقّ خويشى و همراهىام با شما ، درخواست مىكنم تا از خدا مرگ مرا بخواهى . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى على ! آيا از من مىخواهى كه خدا را براى تغيير آنچه حتمى است ، بخوانم ؟ على گفت : اى پيامبر خدا ، به كدام سبب با قوم بجنگم ؟ فرمود : به سبب بدعتهايى كه در دين پديد مىآورند . نيز ابوسعيد رضى الله عنه از على - كرّم اللَّه تعالى وجهه « 2 » - نقل مىكند كه فرمود : پيامبر صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . توضيح الدلائل على ترجيح الفضائل ، مخطوط . ( 2 ) . خداى ذات او را گرامى كند . دعايى است كه اهل سنّت پس از بردن نام على بن ابىطالب عليه السلام آرند . اين‌لقب خاصّ حضرت مرتضى است و در وجه خصوصيّت اين جمله گفته‌اند كه جناب وى قبل از اسلام هيچ‌گاه پيش بتان سجده نكرده است . ( لغت‌نامهء دهخدا ) ( مترجم )